The Almighty Dollar: 500 Years of the World’s Most Powerful Money، برندن گریلی، انتشارات کراون کارنسی، ۴۳۲ صفحه، ۳۲ دلار، می ۲۰۲۶
دلار چیست؟ اصلاً پول چیست؟ اینها سؤالاتی نیستند که فکر میکردم پس از نیم قرن ولخرجی بیپروا با آنها دست و پنجه نرم کنم. (همچنین، به من گفتهاند که من اقتصاد را پوشش میدهم.) فکر میکردم میدانم دلار چیست، و چقدر در اشتباه بودم.
داستان کتاب "دلار قدرتمند: ۵۰۰ سال پول قدرتمندترین جهان" اثر برندن گریلی، مورخ و روزنامهنگار، چشمنواز، آموزشی، با گزارشهای جامع، و بسیار خواندنی است. و من این را میدانم زیرا پس از اینکه یادداشتهای خوانش اول خود را گم کردم، آن را دو بار خواندم، همانطور که اغلب اتفاق میافتد.
اولین نکتهای که باید دانست این است: ایالات متحده دلار را اختراع نکرد، همانطور که "۵۰۰ سال" در زیرنویس ممکن است نشان داده باشد. نکته دوم این است که حتی امروز هم، ایالات متحده واقعاً دلار را کنترل نمیکند، هر چه که بوده، هست یا خواهد بود. گریلی مینویسد، مانند سکههای نقره سنگینی که پیش از آن بودند و نام خود را به این واحد پول دادند، «دلار یک تصادف بود.»
گریلی سالها را در فایننشال تایمز به پوشش فدرال رزرو ایالات متحده و نوشتن درباره سیاستهای پولی، مانند یک فرد عادی، گذراند تا اینکه ایده ردیابی ریشههای دلار او را فراگرفت. به نشانه اینکه حتی گریلی نیز مخفیانه از دلار متنفر است، او اکنون دانشجوی دکترا در پرینستون است.
همه دقیقاً میدانند دلار چیست، مگر اینکه واقعاً ندانند، و به همین دلیل گریلی خود را در حال گشت و گذار در تونلهای معدن نقره قرن شانزدهم در جمهوری چک امروزی، آزار دادن مورخان سکهشناسی اسپانیایی درباره جریانهای نقره در تولدوی قرن هفدهم، و مزاحمت برای افراد خوب در آیووا برای صحبت در مورد پول "اسکریپ" (Scrip) – اساساً، پول انحصارطلبی که به صورت محلی در دوران رکود بزرگ استفاده میشد – یافت.
با این حال، همانطور که گریلی کشف میکند، در خیابانی در بوهم بود که یک جشن مستی در اوایل قرن شانزدهم چیزی اساسی را در مورد نحوه ساخت پول، نحوه عملکرد آن، و برای چه کسانی کار میکند، آشکار کرد. او مینویسد: «اوضاع از کنترل خارج شد. تا پایان شب، آنها بشکههای آبجو خالی خود را آتش زده بودند، آنها را روی شانههای خود حمل کرده بودند و در خیابان با فریاد و آواز با آنها دویده بودند.» یکی از چیزهایی که معدنچیان مست جشن میگرفتند، علاوه بر دستمزد بهتر، تغییر نام شهر جدیدشان به سنت یواخیمستال بود. داستان از آنجا ادامه مییابد، و من آن را فاش نمیکنم، جز اینکه بگویم یک یواخیمستالر (joachimsthaler)، یک سکه نقره با کیفیت بالا که در دهه ۱۵۲۰ در آنچه اکنون جمهوری چک است استخراج و ضرب شد، در واقع منشأ دلار است.
تالرهای نقره اصلی به سرعت توسط کشورهای دیگر و پادشاهیهای دیگر، تقریباً با همان شرایط (حدود ۲۵ گرم نقره خالص)، کپی شدند. و لذتهای زیادی در سفر از معدنچیان ساکسون در اوایل دهه ۱۵۰۰ تا معادن نقره بولیوی در اواخر همان قرن تا اسکناسهای سبز (greenbacks) در کیف پولهای امروزی وجود دارد.
قرنها، مهمترین پول در جهان ساختار پادشاهیها یا امپراتوریها نبود. امپراتوری هابسبورگ (Habsburg) تالر نقره را که در قلمروهای اروپای مرکزیاش آغاز شد، نپذیرفت. در واقع، یک قرن بعد، سیل نقره، اسپانیای هابسبورگ را نابود کرد، اما سکههای نقره اسپانیایی هشت رئالی (reales de a ocho) تالرهای متأخر و ارز جهانی برای قرنها بودند. آنها به عنوان دلار شناخته میشدند و مستعمرهنشینان آمریکایی حسابهای خود را به دلار ثبت میکردند، حتی در حالی که حسابها را به پوند و شیلینگ تسویه میکردند. هنگامی که مقامات مستعمراتی برای گذران زندگی با پول موقت، مانند مریلند در دهه ۱۷۶۰، دست و پنجه نرم میکردند، اسکناسها به طور طبیعی به دلار ارزشگذاری میشدند.
آنچه تالر، یا دلار را جالب و ارزشمند میکرد این نبود که از یک پادشاهی یا ضرابخانه سلطنتی آمده باشد؛ بلکه برعکس. همه سکههای اولیه از دهه ۱۵۲۰ به بعد که جهان را به حرکت درآوردند، خارج از هر سیستم ارزی ملی استخراج و ضرب شدند. دلیل تقاضای زیاد برای آنها همان دلیلی است که امروزه دلار آمریکا مورد تقاضا است: آنها فراوان، قابل پیشبینی، و توسط چیزی که مردم به آن اعتماد داشتند، پشتیبانی میشدند. (همانطور که گریلی مینویسد: «آنها در سراسر جهان مفید بودند زیرا تعداد زیادی از آنها در جهان وجود داشت.»)
در گذشته، این پشتوانه نقره بود، مانند تالر اصلی و سکههای هشت رئالی اسپانیایی. بعدها، پس از برخی هجومهای طلا، پشتوانه اصلی طلا شد، که باعث رنجش معدنچیان در غرب ایالات متحده و ویلیام جنینگز برایان (William Jennings Bryan) شد، که نمیخواست بر روی صلیب طلا مصلوب شود. پس از سال ۱۸۷۳، نقره دیگر پشتوانه دلار نبود، همانطور که برای بیش از سه قرن قبل بود؛ پس از سال ۱۹۳۳، طلا نیز واقعاً پشتوانه نبود. اما همان استحکام و خلوصی که آن سکههای اولیه را از معادن بوهم تعریف میکرد، دلار آمریکا را حتی زمانی که از هر فلز گرانبهایی جدا شده بود، شناور نگه داشت، همانطور که پرزیدنت ریچارد نیکسون (Richard Nixon) در سال ۱۹۷۱ با خوشحالی آموخت.
دلار آمریکا منحصر به ضرابخانه ایالات متحده، یا فدرال رزرو، یا هیچ یک از مکانهایی که ما با اسکناس سبز مرتبط میدانیم، نبود. در واقع، دلارها هنوز خارج از امپراتوریها ساخته میشوند، و گریلی نشان میدهد که چگونه بانکها، هم در ایالات متحده و هم در خارج از کشور، دلارها را از هیچ میآفرینند. به عنوان مثال، بانکداران و سیاستگذاران آمریکایی در اواخر دهه ۱۹۵۰ کشف کردند که اروپاییها در حال ساخت نسخههای خود از تالر در قالب یورو دلارها بودند. یعنی: بانکهای اروپایی دلارها را خارج و فراتر از حوزه اختیارات سیستم پولی ایالات متحده ضرب میکردند. نه به عنوان جاعلان، بلکه به عنوان بانکداران باهوش.
دلایل فنی زیادی برای رونق بازار یورو دلار وجود داشت که به نرخهای بهره نسبی مربوط میشد، اما به گفته خود گریلی، «شما زمان کافی ندارید، و من هم سلامت عقل کافی برای توضیح ندارم.» با این حال، آن بازار یک واقعیت اساسی را تأکید کرد: دلار، در هر لباسی که بر تن داشت، هرگز یک خلق حاکمیتی نبود.
گریلی مینویسد: «پول امروز نیز یک رقابت دیوانهوار، بیپایان و جهانی است، با داراییهای مختلفی که بدون هیچ گونه توجهی به حاکمیت، برای ایفای نقش پول از مرزها عبور میکنند.» این امر برای امپراتوران روم مقدس (Holy Roman Emperors) به همان اندازه صادق بود که برای بازرگانان اسپانیایی یا دلالان پنبه آمریکایی در نیواورلئان.
گریلی مینویسد: «دلار واحد پول آمریکا نیست. این برای جهان کار میکند — فعلاً. اما همیشه برای آمریکا کار نمیکند.» بارها، به ویژه تحت استاندارد طلا، و حتی بعداً، دلار ایالات متحده به آمریکاییهای عادی به خوبی تجارت بینالمللی خدمت نکرده است. بحث بر سر بستههای نجات برای وال استریت در مقابل مین استریت (Main Street) در طول بحران مالی ۲۰۰۸، آخرین تجلی یک الگوی چند صد ساله بود.
گریلی هرگز وارد آینده دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی نمیشود، و به ندرت به ارزهای دیجیتال اشاره میکند، جز اینکه خاطرنشان کند که آنها شباهتهای زیادی با فرمولبندیهای پولی موقت گذشته دارند که برای مدتی هدف خاصی را دنبال میکردند، تا زمانی که دیگر اینگونه نبودند.
این یک نکته منفی نیست. تعداد کلماتی که در مورد سرنوشت به اصطلاح محکوم به فنای دلار آمریکا نوشته شده است، مطمئناً بیشتر از تعداد دلارهای در گردش ایالات متحده است، و با این حال آن دلارها هنوز در گردش هستند، اغلب حتی به طور قانونی. هرچه کمتر در مورد ارز دیجیتال گفته شود، بهتر است.
نکته عالی در مورد این کتاب، فراتر از شادی سیریناپذیر گریلی از بازی با سکههای نقره سنگین روی میز، این است که دقیقاً میفهمید چیزی که جهان را به حرکت در میآورد چگونه ساخته شده است، و چگونه ساخته میشود، و چگونه در گردش است.
احتمالاً برای بار سوم آن را خواهم خواند.