اورشلیم — بر اساس نظرسنجی کانال ۱۲ که در ۴ ژوئن منتشر شد، گادی آیزنکوت، رهبر حزب یشار، از نفتالی بنت، نخستوزیر سابق، به عنوان رقیب اصلی بنیامین نتانیاهو در انتخابات پیشی گرفته است. این نظرسنجی برای اولین بار نشان میدهد که آیزنکوت از هر دو نفر به عنوان مناسبترین نامزد برای نخستوزیری پیشی گرفته است.
این نظرسنجی ممکن است توضیحدهنده ویدئوهای کمپینی باشد که نتانیاهو این هفته در حسابهای خود در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و آیزنکوت را فردی ضعیف در برابر ایران و همسو با احزاب عربی به تصویر میکشد.
تکروی آیزنکوت
آیزنکوت، ۶۶ ساله، پس از یک حرفه نظامی طولانی وارد سیاست شد. او در سال ۱۹۷۸ به ارتش پیوست و در هر دو جنگ لبنان (۱۹۸۶، ۲۰۰۶)، هر دو انتفاضه (۱۹۸۷، ۲۰۰۰) و عملیاتهای متعدد دیگری خدمت کرد. در سال ۲۰۱۵، او به عنوان رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل منصوب شد و تا سال ۲۰۱۹ در این سمت خدمت کرد. سه سال بعد، او به حزب وحدت ملی بنی گانتز پیوست و از طریق لیست این حزب به کنست راه یافت. پنج روز پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس در جنوب اسرائیل، این حزب به دولت نتانیاهو پیوست تا در زمان جنگ به کشور کمک کند.
یک سال پیش، در ژوئن ۲۰۲۵، آیزنکوت تصمیم خود را مبنی بر ترک حزب برای شروع فعالیت مستقل به گانتز اطلاع داد. او گانتز را بیش از حد در برابر نتانیاهو سازشپذیر میدانست، چرا که گانتز پیش از این دو بار به دولتهای نتانیاهو پیوسته بود و آیزنکوت معتقد بود که زمان آن رسیده است که طولانیترین رهبر اسرائیل جایگزین شود.
گانتز — که پیش از آیزنکوت فرمانده ارشد ارتش اسرائیل بود و سپس پس از بازنشستگی او را وارد سیاست کرده بود — احساس خیانت کرد. با این حال، آیزنکوت بر موضع خود پافشاری کرد و کرسی خود را در کنست از دست داد، اما همچنان یک چهره کلیدی در اپوزیسیون باقی ماند.
در آن زمان، افراد کمی آیزنکوت را یک مدعی جدی برای جایگزینی نتانیاهو میدانستند و گمان میکردند که او در نهایت به نیروهای بزرگتر اپوزیسیون خواهد پیوست. حتی پس از تأسیس حزب سیاسی خود به نام یشار (به معنی راستگو، در عبری) در سپتامبر گذشته، او همچنان در مقایسه با بنت، که در آن زمان پیشتاز تلاش برای برکناری نتانیاهو محسوب میشد، فردی کماهمیت تلقی میشد.
هنگامی که بنت، رهبر حزب بنت ۲۰۲۶، در آوریل با یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و حزب یش آتید، متحد شد تا حزب جدیدی به نام "توگدر" (به معنی با هم) را تأسیس کنند، از آیزنکوت خواستند که به آنها بپیوندد. ناظران سیاسی معتقد بودند که این ژنرال سابق بیتکلف، جاهطلبی لازم برای نخستوزیری را ندارد و در نهایت تسلیم فشار خواهد شد. بنت و لاپید انتظار نداشتند که او مخالفت کند و قطعاً پیشبینی نمیکردند که او به ضرر آنها پیشرفت کند.
همانطور که حمایت از ائتلاف توگدر به تدریج کاهش مییافت، آمار آیزنکوت هفته به هفته در بهار امسال افزایش یافت و در نهایت این ماه از بنت و لاپید پیشی گرفت. نظرسنجیهای اخیر حزب یشار را به عنوان بزرگترین حزب در بلوک اپوزیسیون معرفی میکنند.
بر اساس نظرسنجی ۱۶ ژوئن که توسط شبکه رادیو و تلویزیون عمومی "کان" انجام شد، اگر انتخابات اکنون برگزار میشد، آیزنکوت ۲۱ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را به دست میآورد که چهار کرسی بیشتر از دو هفته قبل بود. در همین حال، حزب بنت و لاپید شش کرسی را از دست داد و به ۱۷ کرسی رسید. همین نظرسنجی نشان داد که لیکود نتانیاهو همچنان در حال از دست دادن حمایت است و از ۳۲ کرسی فعلی خود به ۲۳ کرسی کاهش یافته است. به عبارت دیگر، تنها دو کرسی آیزنکوت را از نتانیاهو جدا میکند؛ نتانیاهویی که جایگاهش به دلیل توافق در حال ظهور آمریکا و ایران، که بسیاری از اسرائیلیها به آن نگاه منفی دارند، آسیب دیده است.
همه نگاهها به آیزنکوت
با چهار ماه باقیمانده تا انتخابات — که حداکثر برای ۲۰ یا ۲۷ اکتبر برنامهریزی شده است — آیزنکوت به عنوان چهره اصلی کمپین در حال ظهور است. بنت رهبری ائتلاف توگدر را برعهده دارد، زیرا در نظرسنجیها در برابر نتانیاهو قویتر از لاپید است، اما شانس او برای بازپسگیری momentum و پیشی گرفتن از آیزنکوت در حال کمرنگ شدن به نظر میرسد. در واقع، انتظار میرود که آیزنکوت به پیشرفت خود ادامه دهد و به طور بالقوه از نتانیاهو پیشی بگیرد و رهبر بزرگترین حزب اسرائیل شود.
رأیدهندگان در بلوک اپوزیسیون بیش از هر چیز دیگری میخواهند نتانیاهو را پس از دو دهه حکومت تجمعی برکنار کنند. اگر آیزنکوت به طور فزایندهای قویترین رقیب به نظر برسد، رأیدهندگان ممکن است بنت را به نفع او کنار بگذارند.
بر اساس نظرسنجیهای عمیقی که توسط احزاب مختلف انجام شده است، آیزنکوت همچنین رأیدهندگان میانهرو لیکود را که از نتانیاهو و نفوذ سیاستمداران پوپولیست و تندرو، به ویژه ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی، و بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی، خسته شدهاند، به خود جذب میکند.
نتانیاهو و لیکود با ابراز نگرانی واقعی از افزایش محبوبیت آیزنکوت، مستقیماً او را هدف قرار دادهاند و او را یک ژنرال ضعیف و فاقد تجربه سیاسی و دیپلماتیک در مقایسه با نتانیاهو، فردی تحصیلکرده در آمریکا و سیاستمدار برجسته، به تصویر میکشند. با این حال، همین ویژگیها به نفع آیزنکوت عمل میکنند، به ویژه اعتبار او در مقابل شهرت نتانیاهو به عنوان یک سیاستمدار کارکشته.
افزایش جذابیت آیزنکوت ریشه در حمله ۷ اکتبر، تاریکترین روز تاریخ اسرائیل، دارد. او در کنار گانتز، درخواست دوستان و حامیانش را نادیده گرفت که از او میخواستند به دولت نتانیاهو نپیوندد و از دادن یک طناب نجات سیاسی به نخستوزیر خودداری کند. آیزنکوت گفت که وظیفه او به عنوان یک سرباز سابق، کمک به دفاع از کشور است.
همان صبح، او پسر ۲۵ سالهاش، گال را به پایگاه نظامیاش رساند؛ گال نیز مانند دهها هزار اسرائیلی دیگر برای خدمت ذخیره فراخوانده شده بود. سه ماه بعد، در ۷ دسامبر، گال در نبرد با حماس در غزه کشته شد. کشور با خانواده آیزنکوت عزاداری کرد و بسیاری از ناظران، فداکاری این خانواده را در مقایسه با خانواده نتانیاهو، که پسرشان یائیر در فلوریدا زندگی میکرد، یادآور شدند.
جذابیت گسترده
با این حال، تنها تراژدی شخصی آیزنکوت نمیتواند افزایش محبوبیت یک شخصیت نسبتاً فروتن را در عصری که تحت سلطه رسانههای اجتماعی، برندسازی و نمایشهای سیاسی است، توضیح دهد.
بخشی از توضیح در تحول جامعه اسرائیل از ۷ اکتبر نهفته است. آیزنکوت کاملاً متضاد رهبری است که پیش و پس از حمله ویرانگر بر کشور حکومت میکرد. ویژگیهایی که زمانی ضعف تلقی میشدند، به نقاط قوت تبدیل شدهاند.
تجربه، پختگی و لهجه آمریکایی نتانیاهو نتوانست مانع توافقی شود که بسیاری از اسرائیلیها آن را یک توافق معیوب با ایران میدانند – توافقی که آیزنکوت به شدت از آن انتقاد کرده است.
پیشینه آیزنکوت نیز به نفع او عمل میکند. او فرزند یک خانواده یهودی مراکشی است، نه عضوی از نخبگان سنتی اشکنازی که نتانیاهو از آن برخاسته است. حرفه نظامی او را به بالاترین رتبه در ارتش رساند، اما بر خلاف بسیاری از رهبران اپوزیسیون که در خانههای لوکس زندگی میکنند، او همچنان در یک آپارتمان معمولی در هرتزلیا، واقع در شمال تل آویو، زندگی میکند.
آیزنکوت حتی هنگام ابراز انتقادات تند نیز آرامش خود را حفظ میکند و همین امر احترام مخالفان سیاسی را برای او به ارمغان میآورد. او همچنین در تضاد آشکار با شرکای ائتلافی تندرو نتانیاهو قرار دارد، به ویژه آنهایی که در احزاب فوق ارتدوکس هستند و برای قوانینی که پیروانشان را از خدمت نظامی معاف میکند، فشار آوردهاند.
آیزنکوت نه تنها پسرش را در جنگ از دست داد، بلکه دو خواهرزاده او نیز در غزه کشته شدند. او به نمادی از یک میهنپرست سختکوش و لیبرال تبدیل شده است. مدتها قبل از ۷ اکتبر، او با تلاشهای نتانیاهو برای تضعیف قوه قضائیه اسرائیل مخالفت کرده بود. با وجود پیشینه نظامی آیزنکوت، رأیدهندگان چپگرا به دلیل حمایت صریح او از دستیابی به سازش با فلسطینیان، برخلاف بنت که طرفدار شهرکسازی است و با راهحل دو کشوری مخالف است، نظر مثبتی نسبت به او دارند.
با فرض عدم وقوع تحولات دراماتیک و پیشبینی نشده، آیزنکوت و نتانیاهو به سمت یکی از مهمترین انتخابات تاریخ اسرائیل در حرکت هستند. نتیجه همچنان نامشخص است. نتانیاهو همچنان از حمایت قابل توجهی برخوردار است و یک بلوک سیاسی منسجم را رهبری میکند.
آیزنکوت به مدت چهار سال به عنوان رئیس ستاد کل ارتش در دوران نتانیاهو خدمت کرد و این دو یک رابطه کاری سازنده داشتند. در آن جایگاه، آیزنکوت هرگز اقتدار نتانیاهو را به چالش نکشید. اکنون او باید ثابت کند که از سرسختی سیاسی لازم برای شکست دادن رهبری که زندگی حرفهای خود را بر خلاف انتظارات بنا کرده است، برخوردار است.