اشتراک
اخبار بین‌الملل سیاست نظامی و دفاعی

جنگ ترامپ علیه ایران فاقد استراتژی منسجم است

کارشناسان هشدار می‌دهند که این درگیری بدون راه‌حل دیپلماتیک یا نظامی در حال تشدید است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ میان ایالات متحده و ایران که با آغاز «عملیات خشم حماسی» در فوریه وارد فاز جدیدی شد، پس از پنج ماه همچنان بدون دستیابی به اهداف اعلام‌شده دونالد ترامپ، رو به تشدید است. اگرچه ترامپ بارها از موفقیت عملیات سخن گفته، اما واقعیت میدانی شامل فروپاشی آتش‌بس ژوئن، حملات متقابل هوایی و موشکی و تنش در تنگه هرمز، نشان‌دهنده بن‌بستی خطرناک است. تحلیلگران معتقدند ترامپ فاقد استراتژی منسجم است و سیاست‌های او به‌صورت بداهه میان تغییر رژیم، بمباران و دیپلماسی در نوسان بوده که همگی بی‌نتیجه مانده‌اند. تفاهم‌نامه چهارده ماده‌ای اخیر نیز به دلیل ابهامات متنی و تفاسیر متضاد دو طرف عملاً ناکام مانده است. در حالی که مقامات تهران و واشنگتن به تقابل‌های کلامی تند و تهدیدهای شخصی روی آورده‌اند، کارشناسان نسبت به پیامدهای زیان‌بار این درگیری هشدار می‌دهند. هزینه‌های مادی گزاف برای مالیات‌دهندگان آمریکایی، آسیب به زیرساخت‌ها، تهدید جریان انرژی جهانی و کاهش اعتبار بین‌المللی ایالات متحده از جمله نتایج این رویکرد است. در حالی که پنتاگون و تیم امنیت ملی ترامپ گزینه‌های نظامی سخت‌گیرانه‌تری را برای وادار کردن ایران به مذاکره بررسی می‌کنند، ناظران با اشاره به شکست‌های تاریخی سایر رهبران در تقابل نظامی با ایران، معتقدند نه لاف‌زنی و نه فشارهای نظامی، رژیم ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. وضعیت کنونی خاورمیانه، آمریکا را در آستانه درگیری بی‌پایان دیگری قرار داده است که پایان آن با توجه به رویکرد فعلی، دست‌کم در آینده نزدیک، ناممکن به نظر می‌رسد.

از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه اولین بمب‌ها و موشک‌ها را بر ایران پرتاب کردند، پرزیدنت دونالد ترامپ بیش از سی بار ادعا کرده است که عملیات خشم حماسی موفقیت‌آمیز بوده، به پایان رسیده یا تقریباً به پایان رسیده است. هیچ یک از این اظهارات محقق نشده است؛ برخی از آنها به مرز توهم نزدیک شده‌اند. با نزدیک شدن جنگ به مرز پنج ماهگی، آخرین آتش‌بس که در ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت، عملاً فروپاشیده است. در هفته گذشته، خصومت‌ها تشدید شده است. ایالات متحده موجی از حملات را به سایت‌های ایرانی، از شمال تا جنوب، آغاز کرده است؛ محاصره کشتی‌های ایرانی در حال عبور از تنگه هرمز را از سر گرفته است؛ و تحریم‌ها را بر صنعت نفت ایران دوباره اعمال کرده است. ایران نیز پهپادها و موشک‌هایی را به سمت کشتی‌ها در خلیج فارس و تأسیسات نظامی آمریکا در اردن، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان شلیک کرده است.

همانطور که جنگ آمریکا در خاورمیانه پیچیده‌تر می‌شود، به نظر می‌رسد ترامپ سیاست‌ها را به صورت بداهه پیش می‌برد. به گفته ریچارد هاس، مقام ارشد در هر دو دولت بوش و رئیس سابق شورای روابط خارجی، ترامپ تاکنون سه استراتژی را امتحان کرده است: تغییر رژیم، بمباران بی‌وقفه و سپس دیپلماسی. هاس در ستون ساب‌استک خود این هفته نوشت: «ایالات متحده هر بار شکست خورده است. سوال این است که آیا ترامپ برنامه D دارد؟ اما چه کسی حساب می‌کند؟»

در واشنگتن، حس فزاینده‌ای از ناامیدی در میان کارشناسان سیاست خارجی و سیاستمداران سابق در مورد جهت‌گیری جنگ و اینکه آیا پایان دادن به آن اصلاً امکان‌پذیر است، حداقل در آینده نزدیک، بدون تسلیم دیپلماتیک از سوی هر یک از طرفین، وجود دارد. روز سه‌شنبه، آلن آیر، دیپلمات سابق و کارشناس ایران که اکنون در موسسه خاورمیانه فعالیت می‌کند، در شبکه X نوشت: «ترامپ استراتژی برای پایان دادن به این جنگ ندارد: از نظر استراتژیک، او در حال دست و پا زدن است.»

اظهارات رئیس‌جمهور به شدت نوسان داشته است. تنها یک ماه پیش، ترامپ و همتای ایرانی‌اش، محمود پزشکیان، یک تفاهم‌نامه چهارده ماده‌ای را امضا کردند که «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان» را اعلام می‌کرد. واشنگتن و تهران متعهد شدند که «از این پس هیچ جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.»

در آن زمان، ترامپ با افتخار گفت که این توافق «هر آنچه را که ما قصد داشتیم به دست آوریم، محقق می‌کند.» او میانجی‌گران ایرانی را «افرادی بسیار منطقی» توصیف کرد و افزود: «آنها افراد خوبی برای معامله بودند. آنها افراد قوی و باهوشی بودند.» او اضافه کرد: «آنها رادیکال نیستند.» این سخنان از همان مردی بود که در اولین روز جنگ، تلویحاً اشاره کرد که عملیات آمریکا و اسرائیل به دنبال سرنگونی رژیم است. او به مردم ایران وعده داده بود، در حالی که رهبر عالی آنها، آیت‌الله علی خامنه‌ای، ترور شده بود: «ساعت آزادی شما فرا رسیده است. وقتی ما کارمان تمام شد، دولت خود را به دست بگیرید. این دولت مال شما خواهد بود.» تا اواسط ژوئن، او در نشست گروه هفت در فرانسه به خبرنگاران می‌گفت: «من هرگز به تغییر رژیم اهمیت نمی‌دادم.»

در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک در جریان بود، معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، که با مقامات ارشد ایرانی در پاکستان و سوئیس مذاکره کرده بود، به جیک تپر از سی‌ان‌ان گفت: «جالب‌ترین نکته در مورد پیشرفتی که در چند هفته گذشته داشته‌ایم این است که می‌بینید افرادی در سیستم ایران، رهبران ارشد، حتی مقامات سپاه پاسداران، می‌گویند: 'می‌دانید، ممکن است خصومت و بی‌اعتمادی داشته باشیم، اما می‌دانیم که روشی که ما برای چهل و هفت سال با ایالات متحده تجارت کرده‌ایم، اشتباه است.'»

اکنون، با فروپاشی سیاست بداهه ترامپ در قبال ایران، او به بدگویی از طرف‌های ایرانی به عنوان «آشغال»، «دیوانه»، «بیمار»، «افراد شرور و خشن» و «مشتری از دروغگوها» روی آورده است. او به سطح ایرانیان ستیزه‌جویی که نزدیک به نیم قرن است شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهند، تنزل یافته است.

فیلیپ گوردون، که در دولت‌های اوباما و بایدن خدمت کرده است، این هفته خاطرنشان کرد: «غیرممکن است که بتوان میزان سرعت و جامعیت تضعیف بازدارندگی و از دست دادن اهرم فشار آمریکا بر ایران را بیش از حد بیان کرد.» تابستان گذشته، آمریکا و اسرائیل سایت‌های هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند در یک عملیات نظامی محدود، تأسیساتی در نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند. میزان خسارت مورد بحث بود، اما توازن قدرت اساساً بدون تغییر باقی ماند. گوردون، که اکنون در موسسه بروکینگز فعالیت می‌کند، نوشت: «فقط تصمیم ترامپ برای ریسک کردن بر سر تغییر رژیم بود که باعث شد رژیمی که در تنگنا قرار گرفته بود، شروع به حمله به همسایگان خود و بستن تنگه کند و کنترل اقتصاد جهانی را به دست گیرد. آن جن هرگز به بطری باز نخواهد گشت.»

دیوید اکسلرود، مشاور سابق پرزیدنت باراک اوباما و یکی از بنیانگذاران موسسه سیاست دوحزبی در دانشگاه شیکاگو، در شبکه X ابراز تاسف کرد: «روزهایی هست که من به عنوان یک آمریکایی احساس می‌کنم مسافری در هواپیمایی هستم که توسط یک کودک ۶ ساله هدایت می‌شود. شما در صندلی خود بسته شده‌اید، در حالی که هواپیما به طرز دیوانه‌واری شیرجه می‌زند و می‌پیچد، و تنها کاری که می‌توانید انجام دهید این است که امیدوار باشید و دعا کنید که سالم فرود بیاید.»

مسئله اصلی اکنون کنترل تنگه هرمز است، که حتی بخشی از توجیه اولیه جنگ نبود. به دلایل وجودی جغرافیایی و امنیتی، تهران اکنون می‌خواهد بر این آبراه باریک، که یک پنجم ذخایر نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، اعمال قدرت کند. واشنگتن طرفدار آزادی ناوبری است، اما بیش از همه نمی‌خواهد ایران در مورد تنگه هیچ حرفی برای گفتن داشته باشد. هر دو کشور تهدید کرده‌اند که عوارض سنگینی را اعمال خواهند کرد. رابرت مالی، معمار توافق هسته‌ای با ایران در سال ۲۰۱۵ توسط دولت اوباما، در شبکه X نوشت: «فروپاشی تفاهم‌نامه نشان‌دهنده نگارش remarkably shoddy و غیردقیق آن است. می‌توان یک کامیون – یا یک ناو هواپیمابر – را از بند ۵ در مورد هرمز عبور داد، در حالی که واشنگتن و تهران هر یک به بندهای مختلفی اشاره می‌کنند تا تفاسیر کاملاً متضادی را مطرح کنند.»

روز سه‌شنبه، ترامپ با تیم امنیت ملی خود برای بحث در مورد گام‌های بعدی دیدار کرد. منابع ناشناس دولتی این هفته شروع به افشای اطلاعات به مطبوعات کردند که رئیس‌جمهور در حال بررسی گسترش حملات نظامی برای هدف قرار دادن پل‌ها، تأسیسات تصفیه آب و نیروگاه‌ها است، اگر ایران به میز مذاکره بازنگردد. این تهدید آشنا به نظر می‌رسید. در اواخر ماه مارس، تقریباً یک ماه پس از آغاز جنگ، آکسیوس گزارش داده بود که پنتاگون در حال آماده شدن برای یک «ضربه نهایی» است که می‌تواند شامل حملات جاه‌طلبانه‌تر، مانند تصرف جزیره خارگ، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، باشد. در آن زمان، کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، هشدار داد که رئیس‌جمهور «بلوف نمی‌زند و آماده است تا جهنم را آزاد کند. ایران نباید دوباره اشتباه کند.» گوردون در کنفرانسی که روز پنجشنبه توسط گروه بین‌المللی بحران برگزار شد، گفت: «نه لاف‌زنی و نه بمب‌ها این بار بهتر عمل نخواهند کرد. رژیم ایران نشان داده است که به رفاه مردم خود اهمیت نمی‌دهد و همانطور که قبلاً گفتم، بیشتر از ایالات متحده آماده تحمل درد است.»

جان لیمبرت، دیپلماتی که در جریان انقلاب ۱۹۷۹ در سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفته شد، اشاره کرده است که ترامپ اولین رهبر خارجی نیست که «تحت تأثیر غرور و جهل» یک عملیات نظامی بی‌مورد را علیه ایران آغاز می‌کند. چهار رهبر نظامی رومی نیز چنین کردند. لیمبرت برای Responsible Statecraft نوشت: «کراسوس به دلیل نادیده گرفتن متحد خود، وسواس در مورد پیروزی‌های رقبایش و تصور اینکه ثروتمند شدن او از طریق سفته‌بازی املاک او را به یک نابغه نظامی تبدیل کرده است، به هلاکت رسید. مارک آنتونی جغرافیا را نادیده گرفت و دشمن خود را دست کم گرفت. والریان هم دشمن را دست کم گرفت و هم قدرت نظامی روم را بیش از حد ارزیابی کرد. جولیان زمانی گمراه شد که یک شاهزاده تبعیدی ایرانی که دهه‌ها در خارج از کشور زندگی کرده بود و به زبان یونانی مسلط بود، ادعا کرد که ایران از او به عنوان یک آزادی‌بخش استقبال خواهد کرد.» لیمبرت هشدار داد که سرنوشت آنها «باید درس‌هایی برای زمان ما داشته باشد.»

ترامپ همچنان ادعا می‌کند که تهران به شدت خواهان پایان جنگ است. او این هفته گفت: «آنها به شدت می‌خواهند به توافق برسند. آنها کاری را که ما انجام می‌دهیم دوست ندارند.» این ممکن است درست باشد. کاخ سفید ادعا می‌کند که ایران روزانه صدها میلیون دلار از درآمدهای نفتی خود را از دست می‌دهد. تورم سه رقمی است. حملات هوایی آمریکا و اسرائیل رهبران ارشد نظامی و سیاسی را کشته و به شدت به تأسیسات زمینی، دریایی و هوایی ایران آسیب رسانده است.

اما هزینه تحمیل شده به مالیات‌دهندگان و مصرف‌کنندگان آمریکایی – برای عملیات نظامی و خسارات وارده به پایگاه‌های آمریکا از حملات ایران – به گفته تایمز، از یکصد و سی میلیارد دلار فراتر رفته است. بقیه جهان، که همچنان به منابع انرژی از کشورهای خلیج فارس وابسته است، بهای اضافی و غیرقابل محاسبه‌ای را می‌پردازد. کاهش اعتبار آمریکا، که هزینه دیگری است، احتمالاً برای دهه‌ها با ما خواهد بود.

روز چهارشنبه، محمدباقر قالیباف، که هم رئیس مجلس ایران و هم مذاکره‌کننده ارشد کشور است، در را به روی دیپلماسی باز گذاشت. او در سخنرانی تلویزیونی خود گفت: «ما باید بین مسیرهای نظامی و دیپلماتیک هماهنگی ایجاد کنیم و نه از جنگ و نه از مذاکره نباید بترسیم.» وی به طور قابل توجهی افزود: «مذاکرات در این مرحله به معنای تسلیم نیست.»

اخیراً، خصومت‌ها به طرز شومی شخصی شده است. رهبر جدید ایران، مجتبی خامنه‌ای، و ترامپ یکدیگر را به مرگ تهدید می‌کنند. در طول مراسم تشییع جنازه یک هفته‌ای پدر خامنه‌ای، عزاداران بنرهای قرمز بزرگی را حمل می‌کردند که به انگلیسی و فارسی روی آنها نوشته شده بود «ترامپ را بکشید». مجتبی گفت: «انتقام خواسته ملت ماست و قطعاً باید اجرا شود.» این شبیه یک فتوا به نظر می‌رسید، مشابه فرمانی که اولین رهبر انقلاب، آیت‌الله روح‌الله خمینی، صادر کرد و از پیروانش خواست تا سلمان رشدی، نویسنده «آیات شیطانی» را بکشند. در میدان انقلاب تهران، یک بیلبورد بزرگ جدید، که دو طرف یک بلوک را پوشانده است، ترامپ را در تابوتی سیاه نشان می‌دهد، با موهای بلوند آشفته و کراوات قرمز او که از کنار شکم برآمده‌اش آویزان است.

تنها یک ماه پیش، بیانیه کاخ سفید استدلال می‌کرد که توافق بین آمریکا و ایران تضمین می‌کند که آمریکا در یک جنگ بی‌پایان دیگر درگیر نخواهد شد. کاش چنین بود. آمریکا اکنون یک چهارم اول قرن بیست و یکم را درگیر و سردرگم درگیری‌ها در خاورمیانه گذرانده است. جنگ علیه طالبان و القاعده در افغانستان، که پس از حملات ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ آغاز شد، به طولانی‌ترین جنگ آمریکا تبدیل شد – و در سال ۲۰۲۱ با بازگشت طالبان به قدرت پایان یافت. از سال ۲۰۰۳، آمریکا دو جنگ در عراق داشته است – یکی علیه رژیم صدام حسین، و دومی علیه افراط‌گرایان داعش، که در نتیجه زندانی شدن و بیگانگی عراقی‌ها در طول اولین استقرار نیروها ایجاد شد. کاخ سفید این هفته اعلام کرد که دو هزار نیروی آمریکایی باقی‌مانده قرار است در ماه سپتامبر – بیست و سه سال بعد – خارج شوند.؟

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: newyorker.com