اشتراک
عکسی سیاه و سفید گروهی از مردان کت و شلوارپوش را نشان می‌دهد که پشت میزی نشسته‌اند و مردان دیگری پشت سر آنها ایستاده و تماشا می‌کنند.
عکسی سیاه و سفید گروهی از مردان کت و شلوارپوش را نشان می‌دهد که پشت میزی نشسته‌اند و مردان دیگری پشت سر آنها ایستاده و تماشا می‌کنند.
اخبار جهان روابط بین‌الملل انرژی و محیط زیست

مدل معاهده اروپایی پس از جنگ برای بحران تنگه هرمز پیشنهاد شد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

تنش‌های فزاینده میان ایالات متحده و ایران بر سر کنترل تنگه هرمز، مسیر دیپلماسی را مسدود کرده و کارشناسان نظامی معتقدند تلاش برای بازگشایی این آبراه استراتژیک از طریق نیروی نظامی، اقدامی پرهزینه، مرگبار و فاقد نتیجه قطعی است. در این میان، گروهی از تحلیلگران با الگوبرداری از «جامعه زغال‌سنگ و فولاد اروپا» که پس از جنگ جهانی دوم به همکاری میان فرانسه و آلمان منجر شد، پیشنهادی برای مدیریت مشترک تنگه هرمز مطرح کرده‌اند. در این مدل، کشورهای حاشیه خلیج فارس با تعریف این آبراه به عنوان یک قلمرو مشاع، سهمی در حفظ امنیت و ثبات آن خواهند داشت و با دریافت هزینه‌ای ناچیز از نفتکش‌ها برای خدمات دریایی و زیست‌محیطی، همکاری منطقه‌ای را جایگزین تضادهای نظامی می‌کنند. این ایده که توسط بنیاد بورس و بازار مطرح شده، با هدف تبدیل تنگه به یک فرصت اقتصادی مشترک به جای یک گلوگاه بحران‌زا ارائه شده است. اگرچه این طرح با چالش‌هایی همچون بی‌اعتمادی تاریخی، اختلافات سیاسی و تردید در مواضع ایالات متحده روبروست، اما نشانه‌هایی از انعطاف در مواضع برخی مقامات ایرانی و استقبال ضمنی از ایده‌های همکاری جمعی دیده می‌شود. در نهایت، موفقیت چنین رویکردی به تعریف اهداف روشن سیاست خارجی آمریکا و آمادگی کشورهای منطقه برای گذار از رقابت‌های سنتی به سمت همکاری‌های عملیاتی و پایدار بستگی دارد؛ مسئله‌ای که در صورت تحقق، می‌تواند مانند مدل اروپایی، صلح را فراتر از توصیف، به یک ضرورت مادی و غیرقابل اجتناب تبدیل کند.

اگرچه جنگ ایالات متحده با ایران از تنش‌های دیرینه بر سر برنامه هسته‌ای این کشور نشأت گرفت، اما تمرکز به شدت به کنترل ایران بر تنگه هرمز معطوف شده است. نتیجه این امر، ایجاد یک گلوگاه برای یک‌پنجم عرضه نفت جهان و یک اختلاف خصمانه است که دو طرف را به درگیری آشکار بازگردانده است.

با وجود اطمینان‌های مکرر رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر اینکه ایران نیروی دریایی ندارد و تنگه برای عبور و مرور باز است، تردد کشتی‌ها در پی حملات مجدد ایران به کشتی‌های تجاری به شدت کاهش یافته است. دیپلماسی عملاً متوقف شده است و در آخر هفته، نیروهای آمریکایی و ایرانی به تبادل حملات در منطقه ادامه دادند. کارشناسان نظامی ارزیابی می‌کنند که تلاش برای بازگشایی چنین آبراه باریک و آسیب‌پذیری با زور در میانه جنگ، کاری مرگبار و بی‌نتیجه خواهد بود.

در جستجوی راه‌حل‌ها، یک گروه تحلیلی مدل مصالحه احتمالی را برای خلیج فارس مطرح کرده است. این مدل بر اساس یک معاهده نسبتاً مبهم و منسوخ شده است که زمانی تولید مشترک زغال‌سنگ و فولاد را در اروپا پس از جنگ جهانی دوم اداره می‌کرد.

پیشنهاد این گروه، که در گزارشی در این ماه منتشر شد، به این صورت است: کشورهای اطراف خلیج فارس آن را به عنوان یک قلمرو مشترک – نوعی مشاع منطقه‌ای – در نظر می‌گیرند و تنها از نفتکش‌ها برای نگهداری آبراه، هزینه ناچیزی دریافت می‌کنند. این گروه اعلام کرد که این امر می‌تواند در چارچوب قوانین بین‌المللی قرار گیرد، خواسته تهران برای کنترل بیشتر را برآورده کند و به هر هشت کشور هم‌مرز خلیج فارس سهمی در حفظ صلح بدهد.

اسفندیار بتمنقلیچ، بنیانگذار و مدیر اجرایی بنیاد بورس و بازار (Bourse & Bazaar Foundation)، یک اتاق فکر مستقر در لندن که بر توسعه و دیپلماسی در خاورمیانه و منطقه گسترده‌تر تمرکز دارد، گفت: «اگر نتوانیم جهانی را تصور کنیم که در آن این کشورها هزینه‌ای ناچیز را برای انجام برخی کارهای ایمنی دریایی و زیست‌محیطی مدیریت می‌کنند، پس این خود نشانه‌ای است از اینکه آیا راهی برای صلح پایدارتر منطقه‌ای وجود خواهد داشت یا خیر.»

او در یک مصاحبه تلفنی افزود: «تا زمانی که این نوع همکاری‌های اساسی‌تر را به درستی انجام ندهیم، نمی‌توانیم در مورد مسائل بزرگتر پیشرفت کنیم.»

ایده اصلی پشت این پیشنهاد این است که وضعیت خلیج فارس مشابه اروپای پایان جنگ جهانی دوم است. در بحبوحه تلاش برای بازیابی از دو درگیری خونین و ویرانگر، رابرت شومان، وزیر امور خارجه فرانسه، تلاش برای منزوی کردن آلمان را مانند آنچه پس از جنگ جهانی اول رخ داد، رد کرد.

در عوض، فرانسه و آلمان با یکدیگر برای تولید زغال‌سنگ و فولاد، دو جزء کلیدی برای تسلیحات، تحت توافقی به نام جامعه زغال‌سنگ و فولاد اروپا (European Coal and Steel Community) همکاری کردند. آقای شومان در اعلامیه‌ای در سال ۱۹۵۰ گفت که این امر جنگ بین دو رقیب تاریخی را «نه تنها غیرقابل تصور، بلکه از نظر مادی غیرممکن» ساخت.

امضای طرح شومان، که جامعه زغال‌سنگ و فولاد اروپا را ایجاد کرد، در وزارت امور خارجه فرانسه در پاریس در سال ۱۹۵۱.
امضای طرح شومان، که جامعه زغال‌سنگ و فولاد اروپا را ایجاد کرد، در وزارت امور خارجه فرانسه در پاریس در سال ۱۹۵۱. اعتبار: خبرگزاری فرانسه — گتی ایمیجز

ایتالیا، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند به فرانسه و آلمان پیوستند، ائتلافی که در نهایت به اتحادیه اروپا منجر شد.

دستیابی به چنین اتحادی در خلیج فارس به معنای غلبه بر موانع متعدد، از جمله برنامه‌های سیاسی متفاوت و رقابت‌های تاریخی است. با این حال، جایگزین فعلی، یعنی تلاش برای بازگشایی تنگه با استفاده از نیروی نظامی، کاری دلهره‌آور خواهد بود.

مارا کارلین، استاد مسائل امنیت ملی در دانشگاه جانز هاپکینز که در دولت بایدن به عنوان دستیار وزیر دفاع، برنامه‌ریزی نظامی استراتژیک را هدایت می‌کرد، گفت: پنتاگون برای دهه‌ها در مورد نحوه بازگشایی تنگه هرمز در صورت بروز درگیری برنامه‌ریزی کرده است.

او گفت که مین‌روبی کاری فوق‌العاده کند و طاقت‌فرسا است و تعداد کمی از کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا که برای این کار طراحی شده‌اند، در معرض خطر قرار می‌گیرند، بنابراین همیشه آتش‌بس به عنوان پیش‌شرط در نظر گرفته می‌شد.

او گفت: «بازگشایی تقریباً به طور کامل بر محیطی مساعد متمرکز بوده است، زیرا تلاش برای بازگشایی و گذراندن این فرآیند طاقت‌فرسای پاکسازی مین‌ها، زمانی که یک حمله کل مأموریت را از نو آغاز می‌کند، بسیار دشوار تلقی می‌شود.» کاشت تنها یک مین جدید، یا حتی تهدید به کاشت آن، می‌تواند مانع کشتیرانی شود.

روش دیگر این است که ایالات متحده یا نوعی ائتلاف بین‌المللی اسکورت فراهم کند. این فرآیند توسط نیروی دریایی آمریکا برای محافظت از نفتکش‌های با پرچم کویت که در اواخر جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ مورد حمله ایران قرار گرفته بودند، استفاده شد. این امر منجر به درگیری‌های مکرر با نیروهای ایرانی شد و یک کشتی جنگی که به مین برخورد کرد، تقریباً غرق شد.

سال‌های پس از آن شاهد توسعه تهدیدات بسیار چابک‌تری از سوی ایران بوده‌ایم که شامل پهپادها و موشک‌های شلیک شده از پرتابگرهای متحرک یا قایق‌های تندرو مورد استفاده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که گاهی اوقات «ناوگان پشه‌ای» آن نامیده می‌شود، می‌شود.

رایان کراکر، سفیر سابق آمریکا در کشورهای مختلف منطقه، از جمله عراق و کویت، گفت: «شاید بتوانیم ظرفیت آنها را برای جلوگیری از کشتیرانی خنثی کنیم، اما تنها یک قایق پشه‌ای، چند مین یا چند پهپاد کافی است تا از میان آنها عبور کند و عملاً تجارت را دوباره مسدود کند.»

خنثی کردن حملات ایران مستلزم نیروهای زمینی گسترده برای کنترل خط ساحلی طولانی ایران است که خطر تلفات آمریکایی‌ها را به شدت افزایش می‌دهد. سوزان مالونی، معاون رئیس و مدیر سیاست خارجی در مؤسسه بروکینگز، گفت: «فکر می‌کنم تا به امروز این محاسبه وجود داشته است که ما می‌توانیم تنگه را بازگشایی کنیم، اما نه در یک بازه زمانی یا با هزینه‌ای که قابل قبول تلقی شود.»

زنان با لباس سیاه در مقابل جمعیتی از مردم، برخی با پرچم، در مقابل یک قایق تندرو خاکستری در حال نمایش ایستاده‌اند.
مردم در ایران در ماه مه در تهران در مقابل یک قایق تندرو حمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در جریان تظاهرات طرفدار دولت به نمایش گذاشته شده بود، دعا می‌کنند. اعتبار: آرش خاموشی/پولاریس برای نیویورک تایمز

ایران اصرار دارد که ماده ۵ تفاهم‌نامه امضا شده میان ایالات متحده و ایران در ۱۷ ژوئن، اختیار کامل را برای بازگرداندن کشتیرانی عادی به تهران داده است. این کشور، ایالات متحده را متهم کرده است که با گشایش یک کانال کشتیرانی جایگزین که در امتداد خط ساحلی عمان در سمت غربی تنگه هرمز قرار دارد، در تلاش برای تضعیف اهرم مذاکراتی آن است.

در گزارش خود، آقای بتمنقلیچ و همکارش مهران حقیریان در بنیاد بورس و بازار اشاره می‌کنند که بنادر گسترده خلیج فارس مانند جبل علی در دبی، از کشتی‌هایی که از امکانات آنها استفاده می‌کنند، هزینه‌های خدماتی دریافت می‌کنند، بنابراین اعطای اختیارات مشابه به یک نهاد فراملی که درآمدها را تقسیم کند، جهش بزرگی نخواهد بود.

نویسندگان گفتند که منطقی‌ترین گام، اعمال چنین هزینه‌هایی بر بزرگترین نفتکش‌هایی است که سالانه از خلیج فارس عبور می‌کنند، از جمله ۶۰۰ ابرنفتکش عظیم که چندین سفر انجام می‌دهند. بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، ارزش سالانه محموله‌های نفتی حدود ۶۰۰ میلیارد دلار است. این گزارش می‌افزاید که حامل‌ها به سختی متوجه یک هزینه اضافی کوچک خواهند شد و نفتکش‌ها بزرگترین خطر را برای آسیب‌های زیست‌محیطی ایجاد می‌کنند.

شش کشور عربی خلیج فارس – عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، کویت، بحرین و عمان، که همگی متحدان آمریکا هستند – از قبل عضو سازمانی به نام شورای همکاری خلیج فارس هستند. اگرچه این سازمان به طور کلی در تدوین دستورالعمل‌های جمعی در مورد مسائل عادی مانند صنعتی‌سازی مؤثر است، اما در مورد اقدام سیاسی مشترک به شدت دچار اختلاف نظر است.

آقای بتمنقلیچ گفت که افزودن ایران و عراق به این ترکیب می‌تواند شورای همکاری را حتی بی‌ثبات‌تر کند، نگرانی که توسط برخی مقامات اروپایی مطرح شده است. او خاطرنشان کرد که آنها خاورمیانه را منطقه‌ای دائماً درگیر درگیری می‌دانند، اما فرانسه و آلمان نیز پس از جنگ جهانی دوم همین شهرت را داشتند.

سوال اصلی این است که آیا ایالات متحده و ایران این طرح را خواهند پذیرفت یا خیر.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در ۱۰ ژوئیه مقاله‌ای مفصل منتشر کرد که در آن به حل و فصل جمعی ابراز علاقه نشان داده و همچنین پیشنهاد بنیاد بورس و بازار را بازنشر کرد.

بندری با کشتی‌های پهلو گرفته در پس‌زمینه، با درختان و جاده‌ای پر از کامیون‌ها در پیش‌زمینه.
نمایی از پایانه کانتینری خور فکان در امتداد خلیج عمان در این ماه. اعتبار: خبرگزاری فرانسه — گتی ایمیجز

در مقاله ایرنا آمده است: «تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه برای انتقال کالا و انرژی نیست، بلکه فرصتی برای همکاری‌های منطقه‌ای است. اگر به درستی مدیریت شود، منافع اقتصادی و مالی آن می‌تواند به طور عادلانه‌تری بین کشورهای منطقه تقسیم شود.»

ژنرال محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکره‌کننده ارشد آن، در بیانیه‌ای در روز چهارشنبه گفت که امنیت ملی ایران «به حفظ «ترتیبات ایرانی» حاکم بر تنگه هرمز بستگی دارد.» او در عین حال گفت: «ما باید از ابزارهای دیپلماسی و مذاکره برای دستیابی و تحقق منافع ملی خود نیز استفاده کنیم.»

نحوه واکنش آقای ترامپ به چنین پیشنهادی، حدس و گمان است. مقامات ارشد آمریکایی، از جمله مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اصرار دارند که هرمز باید به وضعیت ناوبری بین‌المللی بدون محدودیت که قبل از جنگ برقرار بود، بازگردد.

به نظر می‌رسید این موضع آقای ترامپ باشد. سپس او پیشنهاد کرد که در ازای محافظت نیروی دریایی آمریکا از تنگه، ۲۰ درصد عوارض بر تمام محموله‌ها دریافت شود، اما پس از ۲۴ ساعت این پیشنهاد را کنار گذاشت.

بنابراین، تحلیلگران گفتند که یکی از موانع اصلی در حال حاضر، عدم وجود اهداف سیاست آمریکایی به خوبی تعریف شده است. آقای کراکر، سفیر سابق، گفت: «فکر می‌کنم بزرگترین نکته منفی در حال حاضر، عدم اطمینان از موضع ایالات متحده است. کشورهای خلیج فارس قطعاً به چنین تضمین بلندمدت آمریکایی نیاز دارند تا قبل از اینکه آماده انجام هرگونه اقدامی به صورت یک‌جانبه یا جمعی شوند.»

شیرین حکیم در تهیه این گزارش مشارکت داشته است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: nytimes.com