اشتراک
جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در یک رویداد سیاسی برای برایتبارت نیوز (Breitbart News) در واشنگتن، ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵؛ تصویرسازی.
جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در یک رویداد سیاسی برای برایتبارت نیوز (Breitbart News) در واشنگتن، ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵؛ تصویرسازی.
سیاست دیدگاه خاورمیانه

یهودستیزی جی.دی. ونس در حال آشکار شدن است - دیدگاه

جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، نتوانست تفاهم‌نامه را به فروش برساند، نتوانست معامله را به سرانجام برساند یا پیامدهای آن را مدیریت کند، و دوباره همین داستان تکرار می‌شود. او یهودیان را مقصر می‌داند، و این اولین بار نیست

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در مواجهه با شکست‌های خود در پیشبرد تفاهم‌نامه با ایران، بار دیگر به الگوی قدیمی یهودستیزی متوسل شده است. ونس در پادکست جو روگان، با اشاره به کمپین‌های «با بودجه خوب» که به عناصر اسرائیلی نسبت داده می‌شوند، تلاش کرد شکست سیاسی خود را به توطئه‌های پنهان یهودیان گره بزند. این در حالی است که آمارها نشان می‌دهند لابی‌گری طرفداران اسرائیل بخش بسیار کوچکی از هزینه‌های لابی‌گری در واشنگتن را شامل می‌شود و کشورهای دیگری با بودجه‌های بسیار کلان‌تر در این عرصه فعال هستند. نویسنده معتقد است مخالفت با تفاهم‌نامه محصول یک واکنش گسترده و طبیعی از سوی افکار عمومی آمریکا نسبت به سوابق ایران بوده، نه یک تحریک خارجی. خطر اصلی در کلام ونس، ترویج تهمت کلاسیک «وفاداری دوگانه» یهودیان آمریکایی است که به جای تحلیل ژئوپلیتیک، به قربانی‌سازی و کلیشه‌پردازی علیه یک اقلیت منجر می‌شود. این رویکرد تنها یک اختلاف‌نظر سیاسی ساده نیست، بلکه عادی‌سازی یهودستیزی به عنوان ابزاری برای فرار از مسئولیت‌پذیری در حوزه‌ی سیاست‌گذاری است. نویسنده با انتقاد شدید از این رفتار، اعلام می‌کند که بی‌اعتمادی خود را به ونس نه به خاطر یک اشتباه کلامی، بلکه به دلیل تکرار الگوهای مخربی می‌بیند که وحدت ملی آمریکا را خدشه‌دار می‌کند و جایگاهی در سطوح عالی رهبری ندارد.

مراقب باش، جی.دی. ونس. یهودستیزی تو آشکار شده است.

اجازه دهید با این نکته شروع کنم که من واقعاً از تفاهم‌نامه با ایران حمایت کردم. این موضوع را علناً در مقالات و در رسانه‌های اصلی بیان کردم. پس از این حرف‌های بی‌معنی در مورد اینکه من عامل دولت اسرائیل هستم، دست بردارید.

من از این توافق حمایت کردم، زیرا معتقد بودم که ارزش امتحان کردن را دارد، حتی با این باور که ایران احتمالاً آن را نقض خواهد کرد، زیرا فکر می‌کردم هر چیزی که بتواند تهدیدات فوری علیه منافع آمریکا و امنیت اسرائیل را کاهش دهد، شایسته بررسی جدی است.

اما، به همان اندازه مهم، من همچنین معتقد بودم که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دقیقاً همان کاری را خواهد کرد که گفته بود: اگر ایران تقلب کند یا توافق را نقض کند، آمریکا با نیروی نظامی قاطع پاسخ خواهد داد. و این دقیقاً همان چیزی است که اکنون شاهد آن هستیم.

جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، نتوانست تفاهم‌نامه را به فروش برساند، نتوانست معامله را به سرانجام برساند یا پیامدهای آن را مدیریت کند، و دوباره همین داستان تکرار می‌شود. او یهودیان را مقصر می‌داند، و این اولین بار نیست.

چهارشنبه گذشته، ونس در پادکست جو روگان، به گزارشی اخیر در مجله تایم اشاره کرد و از یک کمپین با بودجه‌ای ظاهراً خوب که از طریق برد پارسکل (Brad Parscale) اداره می‌شد و به «عناصری» در اسرائیل مرتبط بود، گلایه کرد.

او این موضوع را تلاشی برای تضعیف تفاهم‌نامه و ادامه بی‌وقفه عملیات نظامی توصیف کرد. مفهوم روشن بود: نیروهای خارجی مرموز، یعنی یهودی یا اسرائیلی، افکار عمومی آمریکا را دستکاری می‌کنند و شانس موفقیت او را از بین می‌برند.

این قدیمی‌ترین بازی از زشت‌ترین کتاب‌هاست. وقتی اوضاع خراب می‌شود، یهودیان را پیدا کن. وقتی مخالفت عمومی افزایش می‌یابد، آن را یک توطئه مخفی و با بودجه خوب بنام.

بخش طرفدار اسرائیل بخش کوچکی از پولی را که لابی‌گران در واشنگتن خرج می‌کنند، تشکیل می‌دهد. طبق گزارش OpenSecrets، کل صنعت طرفدار اسرائیل در سال ۲۰۲۵ تقریباً ۶.۱ میلیون دلار برای لابی‌گری فدرال هزینه کرده است. در همان سال، کل هزینه‌های لابی‌گری در تمام بخش‌ها به رکورد ۵.۰۸ میلیارد دلار رسید.

بر اساس افشاگری‌های قانون ثبت نمایندگان خارجی (FARA) که توسط OpenSecrets پیگیری می‌شود، اسرائیل از سال ۲۰۱۶ تاکنون حدود ۲۱۵ میلیون دلار هزینه انباشته داشته است. این رقم در مقایسه با ۶.۷۸ میلیارد دلار کل هزینه‌های تمام طرف‌های خارجی در همان دوره، حدود ۳ درصد از کل را تشکیل می‌دهد.

کشورهایی مانند چین، عربستان سعودی و امارات متحده عربی هر کدام به طور قابل توجهی بیشتر از اسرائیل هزینه کرده‌اند. برجسته کردن یک بازیگر کوچک و نادیده گرفتن بقیه، تحلیل نیست. این یک نشانه است.

مخالفت با تفاهم‌نامه محصول ساختگی چند پست پولی نبود. این یک واکنش گسترده و طبیعی از سوی آمریکایی‌ها در سراسر طیف سیاسی بود که دهه‌ها سابقه ایران را مشاهده کرده بودند. تردید عمومی حتی در میان محافظه‌کاران، مدت‌ها قبل از آشکار شدن جزئیات توافق وجود داشت.

برد پارسکل قرارداد را انکار نکرده، اما به شدت هرگونه استفاده از آن برای تضعیف ترامپ، تفاهم‌نامه یا طولانی کردن جنگ را رد می‌کند. او این تفسیر را «کاملاً نادرست» خواند و گفت که مقامات ناشناس در حال ساختن یک درگیری هستند. آمریکایی‌ها پیچیده‌تر از آن هستند که ونس تصور می‌کند، اما ما خودمان تصمیم گرفتیم، همانطور که همیشه انجام می‌دهیم.

ونس همچنین در برنامه روگان وقت گذاشت تا نگرانی‌ها در مورد نزدیکی خود به تاکر کارلسون (Tucker Carlson) را رد کند و آن را «مضحک» خواند. این حرف بسیار جالب است. باکلی کارلسون، پسر تاکر، از اوایل سال ۲۰۲۵ تا بهار گذشته به عنوان معاون دبیر مطبوعاتی در تیم کاخ سفید ونس خدمت می‌کرد.

اینها ارتباطات دور یا تصادفی نیستند. اینها روابط حرفه‌ای و شخصی مستند در یک حلقه سیاسی هستند. گزارش‌های متعددی تاکر کارلسون را به دلیل نقش مهمش در کمک به ونس برای کسب نامزدی معاونت ریاست جمهوری، ستایش کرده‌اند.

اما شاید نگران‌کننده‌ترین و خطرناک‌ترین مشکل در اینجا، اشاره ونس به این موضوع باشد که یهودیان آمریکایی وفاداری دوگانه دارند.

این استاندارد دوگانه ظریف نیست. این همان تهمت کلاسیک وفاداری دوگانه است که در زبان مدرن در مورد «کمپین‌های نفوذ» و تلاش‌های «با بودجه خوب» پوشانده شده است. این حرف جایی در دهان معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده ندارد.

ونس خود را یک پوپولیست متفکر معرفی می‌کند که در وهله اول نگران منافع آمریکاست. با این حال، هنگامی که با ناملایمات روبرو می‌شود، به سرعت به همان توضیحات خسته‌کننده‌ای متوسل می‌شود که نسل‌ها جنبش‌های یهودستیزانه را تغذیه کرده است. او یک اقلیت کوچک را به عنوان دست پنهان پشت شکست‌های پیچیده ژئوپلیتیکی می‌داند، در حالی که تهدیدات واقعی و بزرگ‌تر همچنان در حال رشد هستند.

ایران سابقه طولانی در نقض توافقات بین‌المللی دارد، همانطور که گزارش‌های متعدد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در طول سال‌ها مستند کرده‌اند. ایدئولوژی‌های رادیکال اسلامی و سوسیالیستی همچنان نهادها و سیاست‌های اصلی آمریکا را آزار می‌دهند و به چالش می‌کشند.

اینها نیروهایی هستند که نیاز به توجه و مقابله پایدار دارند. به جای آن، تمرکز بر اسرائیل و یهودیان به عنوان توضیح راحت برای هر ناامیدی، رهبری نیست. این یک قربانی‌سازی متعصبانه است.

این یک مسئله اختلاف نظر سیاسی نیست. افراد منطقی می‌توانند در مورد مزایای هر توافق خاص با ایران بحث کنند. مسئله، الگوی لفاظی است.

هنگامی که یک معاون رئیس‌جمهور به توطئه‌های یهودی یا اسرائیلی با بودجه خوب برای توضیح مقاومت سیاسی داخلی متوسل می‌شود، از خط قرمز عبور می‌کند. این ایده را عادی می‌کند که مشارکت یهودیان در زندگی عمومی آمریکا ذاتاً مشکوک است. به جوانان آمریکایی می‌گوید که سرزنش یهودیان یک راه میانبر قابل قبول است، زمانی که استدلال‌های شما کافی نیست. و این نشان می‌دهد که یهودستیزی، به جای اینکه یک تعصب حاشیه‌ای باشد، می‌تواند یک ابزار سیاسی مفید در محافل خاص باشد.

من سه بار به ترامپ رأی دادم. پشیمان نیستم. این کار را کردم زیرا معتقد بودم او تهدیدات پیش روی این کشور را درک می‌کند و مایل به مقابله با آنهاست.

من به جی.دی. ونس رأی نخواهم داد.

نه به خاطر یک حضور در پادکست، بلکه به این دلیل که آن حضور، رفتارهای گذشته‌ای را منعکس می‌کند که نشان‌دهنده تمایل به استفاده از همان کلیشه‌هایی است که نهادهای ما را تضعیف می‌کند و مردم ما را از هم جدا می‌سازد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com