در چند ماه گذشته، ایران به طور متناوب با ایالات متحده، اسرائیل و همسایگان عرب خود درگیر جنگ بوده است. اما در تمام این مدت، هرگز از جنگ علیه شهروندان خود دست نکشیده است. جمهوری اسلامی در حال اعدام ایرانیان با تعداد بیسابقه است و ابزارهای سرکوب خود را تشدید کرده است.
چنین تاکتیکهایی هرگز برای مدت طولانی در آرام کردن جامعه ایران موفق نبودهاند. امروز، برخی از رهبران جامعه مدنی و حتی چهرههای درون خود حکومت نگرانند که دست سنگین داخلی رژیم نه تنها به ایرانیان آسیب میرساند، بلکه تلاشهای جنگی کشور را نیز تضعیف میکند.
روز سهشنبه، رژیم ایران دو جوان را اعدام کرد. ابوالفضل سپاهی، ۲۳ ساله، و امیرحسین صفری، ۲۸ ساله، در ژانویه در اصفهان در ارتباط با اعتراضات سراسری ضد رژیم دستگیر شده بودند. دهها نفر از مردم اصفهان در روزهای منتهی به اعدام این دو نفر برای اعتراض به خیابان آمدند، اما بینتیجه بود. روز دوشنبه، نیروهای امنیتی با گلولههای رنگی، گاز اشکآور و شلیک هوایی جمعیت را متفرق کردند. سپاهی و صفری در همان میدانی که گفته میشود تظاهرات کرده بودند، به دار آویخته شدند.
در ژانویه، رژیم اعتراضات گسترده را با خشونت خاصی سرکوب کرد و در عرض دو روز هزاران نفر را کشت. در ماههای پس از آن، دادگاههای ایران دهها شهروند را به دلیل شرکت در اعتراضات به اعدام محکوم کردهاند. بر اساس تخمینهای سازمان ملل، ۲۴ نفر تاکنون اعدام شدهاند. به گفته عفو بینالملل، حداقل ۶۰ نفر دیگر، از جمله برخی که در کودکی دستگیر شده بودند، همچنان در معرض خطر اعدام قرار دارند.
سپاهی و صفری در میان ۶۰ نفری بودند که متهم به قتل چهار نفر از نیروهای پلیس در جریان اعتراضات اصفهان شده بودند. رژیم ادعا میکند که چهار افسر در میدان مرکزی شهر بسته شده، سنگسار و سپس زنده سوزانده شدهاند. اوایل این ماه، دو جوان دیگر – یک ایرانی ۱۹ ساله و یک تبعه افغان ۲۴ ساله – در ارتباط با همین حوادث اعدام شدند و دهها نفر دیگر با مجازات اعدام روبرو هستند. رسانههای رژیم ویدیوی نامشخصی از این حادثه را منتشر کرده و اعترافات برخی از دستگیرشدگان را پخش کردهاند. اما هیچ روند قانونی برای متهمان در دسترس نبود و رسانههای رژیم به پخش اعترافات اجباری معروف هستند. سپاهی و صفری به هیچ گونه نمایندگی قانونی، حتی وکلای تسخیری، دسترسی نداشتند. گزارش شده است که آنها در سه جلسه دادگاه مجازی محاکمه شدند که هر کدام حدود یک ساعت طول کشید و متهمان به جای حضور در برابر قاضی، از زندان تماس تلفنی برقرار کردند.
در میان کسانی که از سرکوب فزاینده دولت نگران هستند، چهرههای جامعه مدنی قرار دارند که به شدت با جنگ با آمریکا و اسرائیل مخالفت کردهاند. عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر ایرانی که با این حال از تغییر رژیم حمایت نمیکند، از نحوه رسیدگی به پروندههای اصفهان در یک پادکست ایرانی ابراز شوک کرد. او گفت که تلاش کرده است به دفاع از یکی از متهمان کمک کند، اما قبل از اینکه فرد حتی بتواند روند تجدیدنظر را آغاز کند، اعدام شد. باقی هشدار داد که دست سنگین قوه قضائیه باعث خواهد شد شهروندان «رژیم را زیر سوال ببرند» و به «سقوط اعتبار و مشروعیت، و در نتیجه نارضایتی، خشم و خشونت» منجر خواهد شد.
به همین ترتیب، روز سهشنبه، گروهی متشکل از ۱۵۰ فعال مدنی و سیاسی بیانیهای منتشر کردند که در آن از رژیم خواستند زندانیان سیاسی را آزاد کرده و اعدامها را متوقف کند. امضاکنندگان شامل فعالانی مانند عبدالله مومنی و علیرضا رجایی هستند که هر دو با آنچه «تجاوز خارجی» علیه ایران مینامند، مخالفند و همچنین خواستار برگزاری همهپرسی برای تغییر قانون اساسی کشور هستند. آنها سرکوب رژیم را تضعیف کشور در زمان جنگ میدانند.
اعدامها تنها ابزار سرکوبگرانه رژیم نیستند. به گفته انجمن مطالعات ایران مستقر در تورنتو، بسیاری از اساتید دانشگاههای ایران تعلیق یا به شدت دستگیر شدهاند. و نشانههای دیگری حاکی از آن است که رژیم در حال سرکوب زندگی عمومی است.
قوانین حجاب ایران، که زنان را ملزم به پوشاندن مو و بدن خود میکند، از سال ۲۰۲۴، از جمله در طول جنگ، به طور سست اجرا شده است. زنی که خواست نامش المیرا، ۲۷ ساله، باشد، به من گفت: «حتی در فرودگاهها هم اکنون میتوانید بیشتر مردم را بدون حجاب ببینید.» او مانند دیگرانی که با آنها صحبت کردم، برای حفظ امنیت خود از نام مستعار استفاده کرد. «از آنجایی که تابستان است، من بیشتر با یک تاپ و بدون پوشاندن مو یا شانههایم بیرون میروم و در این تابستان حتی یک بار هم متوقف نشدهام.»
اما هفته گذشته، پلیس در خیابان سنایی تهران، مقصدی محبوب برای زندگی شبانه و فرهنگ خیابانی، سختگیری کرد. حداقل هفت کافه تعطیل شدند؛ به صاحبان آنها گفته شد که تنها در صورتی میتوانند دوباره بازگشایی کنند که از سرویسدهی به زنان بیحجاب خودداری کنند. مقامات همچنین نیمکتهای عمومی را که به پاتوق تبدیل شده بودند، تخریب کردند. مریم، ۳۲ ساله، به من گفت: «نیمکتها جایی بودند که میتوانستید قهوهتان را بیاورید، کمی سیگار بکشید، و در میان این جنگ لعنتی کمی زندگی اجتماعی داشته باشید. اما اکنون آن هم از بین رفته است. آنها نمیخواهند ما نفس بکشیم.»
یک کسبوکار فضای کار اشتراکی در باغ کتاب تهران، یک مجموعه فرهنگی، نیز مجبور به تعطیلی شد و ۲۷۰ کارگر را بیکار کرد. شهرهای دیگر، از جمله مشهد و قم، نیز شاهد سرکوب فضاهای عمومی بودهاند. در رشت، شهری به ویژه لیبرال در نزدیکی ساحل خزر، پلیس شروع به آزار و اذیت زنان در خیابانها کرده و آنها را در صورت امتناع از حجاب، تهدید به دستگیری میکند. یک زن جوان که اخیراً به آنجا سفر کرده بود، به من گفت که در آنجا نیز کافهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا به زنان بیحجاب سرویس ندهند.
سیاست اجتماعی ایران موضوعی بحثبرانگیز در محافل امنیت ملی است. برخی در داخل حکومت برای اجرای سختگیرانه کد لباس اسلامی فشار آوردهاند. روزنامه «همشهری»، که تحت کنترل علیرضا زاکانی، شهردار تندرو تهران است، اخیراً از پلیس و قوه قضائیه خواسته است زنان بیحجاب را به دلیل «ظواهر بد» و «نقض هنجارها» مجازات کنند و ادعا کرده است که چنین زنانی «پروژهای سازمانیافته» از «بیشرمی فرهنگی» را نمایندگی میکنند. برخی از نمایندگان مجلس و مقامات منطقهای نیز در هفتههای اخیر درخواستهای مشابهی داشتهاند.
چهرههای عملگراتر در حکومت، این تندروها را متهم میکنند که با سرکوب سیاسی بیمورد و با تلاش برای مدیریت خرد سبک زندگی مردم عادی، آرامش اجتماعی کشور را بر هم میزنند. آنها تندروها را متهم میکنند که با ایجاد بیثباتی که در نهایت به رژیم آسیب میرساند، به نفع دشمنان ایران، یعنی ایالات متحده و اسرائیل، عمل میکنند.
حتی در این دوران تاریک، ایران همچنان با ناآرامیها دست و پنجه نرم میکند. بازاریان دست به تحصن زدهاند، شبیه به آنچه پیش از اعتراضات ژانویه رخ داد. و تنها در چند روز گذشته، کشاورزان به دلیل کمبود آب اعتراض کردهاند، ساکنان زنجان برای مسکن تظاهرات کردهاند، کارکنان نفت و گاز در چندین تأسیسات در جنوب تجمع کردهاند، و چندین زندان، از جمله یکی در رشت، به کانونهای تجمع برای ابراز مخالفت با ادامه اعدامها تبدیل شدهاند.
رژیم ایران که از سال ۲۰۱۷ چندین دور اعتراضات سراسری را سرکوب کرده است، به خوبی میداند که بسیاری از شهروندانش از آن متنفرند. پاسخی که همیشه به آن متوسل میشود، یکسان است: سرکوب، که هرگز آرامش اجتماعی را به ارمغان نیاورده است. در حالی که جمهوری اسلامی به دنبال مدیریت درگیری نظامی خود با ایالات متحده است، احتمالاً متوجه خواهد شد که جبهه داخلی سختترین جبهه برای پیروزی باقی میماند.