در ماه ژوئیه، ایران تلاش کرد تهدید خود برای بستن تنگه هرمز را عملی کند. اما این تنگه مدتها قبل از آن، به عنوان زیرساخت تجاری قابل اعتماد از کار افتاده بود. از آغاز درگیری، بیش از ۱,۱۰۰ کشتی در یک روز اختلال GPS و AIS را ثبت کردند، کشتیها در سیستمهای ردیابی در فرودگاهها یا عمق خاک ایران ظاهر شدند و خدمه کشتیها یکی از شلوغترین آبراههای جهان را تنها با رادار هدایت میکردند، زیرا ناوبری ماهوارهای دیگر قابل اعتماد نبود. ایران فقط یک نقطه خفهکننده را تهدید نکرد؛ بلکه نشان داد که یک دشمن مصمم چه بلایی میتواند بر سر زیرساخت ماهوارهای بیاورد که جهان مدرن آن را بدیهی فرض کرده است.
آمریکا به یک نقطه خفهکننده نامرئی دوم وابسته است: سیستم موقعیتیاب جهانی (GPS). GPS هر تراکنش کارت اعتباری و معامله سهام را زمانسنجی میکند، شبکه برق و شبکههای تلفن همراه را همگام میکند، و کمباینها را در مزارع، کشتیهای کانتینری را به بندر و پیادهنظام را در زمینهای نبرد هدایت میکند.
آن سیگنال ضعیف – که در دهه ۱۹۷۰ در زمانی متفاوت طراحی شد، زمانی که دشمنان ما چندان زیرک نبودند – اکنون وزن کل اقتصاد جهانی و برتری نظامی ما را حمل میکند. آن جهان دیگر وجود ندارد. هوانوردی جهانی در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۳۰,۰۰۰ مورد پارازیت و جعل سیگنال ثبت کرد که افزایش شدید ۶۲ درصدی در یک سال را نشان میدهد. یک پارازیتانداز ساده را میتوان با قطعات آماده با چند صد دلار ساخت.
من میدانم ناوبری قابل اعتماد در جنگ به چه معناست. به عنوان یک تکاور، هرگز در جنگ به GPS فکر نمیکردم. این سیستم تیم من را مکانیابی میکرد، هواپیمای بالای سر ما را هدایت میکرد و آتشها را بدون اعلام وجودش هماهنگ میکرد. ما آن را بدیهی میگرفتیم. سربازان امروزی چنین امتیازی ندارند. ما نیروهای آمریکایی را با سیستمی آسیبپذیر که نیم قرن پیش طراحی شده به فضاهای درگیری میفرستیم.
هیچ ارتقای تدریجی نمیتواند GPS را اصلاح کند. ضعف آن فیزیک است، نه نقص مهندسی. یک ماهواره در مدار میانی زمین که با قدرت محدود پخش میکند، همیشه سیگنالی ضعیف در گیرنده تولید میکند. یک پارازیتانداز مجاور همیشه بر آن غلبه خواهد کرد. کد نظامی M-Code بهبودهای جزئی ارائه میدهد اما ریاضیات بنیادی را تغییر نمیدهد.
چین نتیجه واضح را گرفته است. حزب کمونیست چین به سرعت در حال گسترش ماهوارههای ناوبری نسل جدید، از جمله صورتفلکیهای مدار پایین زمین (LEO) است که نزدیکتر به زمین عمل میکنند، سیگنالهای بسیار قویتری پخش میکنند و با در نظر گرفتن جنگ الکترونیک طراحی شدهاند.
پکن قصد دارد بر لایه ناوبری اقتصاد قرن بیست و یکم تسلط یابد. کنگره این تغییر را با عباراتی غیرمعمول صریح یادآور شده و در مجوز دفاعی سال گذشته اعلام کرده است که ایالات متحده در ناوبری ماهوارهای از چین عقب میماند.
راهحل یک برنامه دولتی کند دیگر نیست؛ بلکه از صنعت تجاری آمریکا در حال ظهور است. شرکتهای آمریکایی ماهوارههای ناوبری را در کارخانههای داخلی با سرمایه خصوصی طراحی و پرتاب کردهاند. این سیستمها اکنون در LEO کار میکنند و سیگنالهایی تا ۱۰۰ برابر قویتر از GPS ارائه میدهند.
آنها ذاتاً در برابر جعل مقاوم هستند، دقت در حد سانتیمتر ارائه میدهند و با گیرندههای GPS که قبلاً در میلیونها هواپیما، خودرو، کشتی و سلاح نصب شدهاند، کار میکنند. اغلب یک بهروزرسانی نرمافزاری کافی است تا تجهیزاتی که آمریکا از قبل دارد به ناوبری که میتواند از حملات جان سالم به در ببرد، منتقل شود.
نیروی فضایی این را درک میکند. اوایل امسال، برنامههای خود برای صورتفلکی دولتی "GPS مقاوم (R-GPS)" را به نفع بهرهگیری از خدمات تجاری لغو کرد. لایحه دفاعی سال مالی ۲۰۲۷ که اکنون در مجلس نمایندگان در حال پیشرفت است، نیروی هوایی را ملزم میکند که قابلیتها را با ارائهدهندگان تجاری LEO نشان دهد – آزمایش عملکرد بدون GPS، مقاومت در برابر پارازیت و جعل، و بازیابی سریع در صورت از دست رفتن ماهوارهها.
این نمایش شروع خوبی است، اما کافی نیست. سه گام مشخص میتواند جهت کنگره را به قابلیت عملیاتی تبدیل کند: اول، تأمین بودجه برای آنچه کنگره قبلاً دستور داده است. لایحه تخصیص دفاعی ۲۰۲۷ باید یک خط بودجه اختصاصی برای نمایش تجاری LEO و خدمات بعدی ایجاد کند. این سرمایهگذاری کسری از هزینه یک ماهواره GPS III خواهد بود – و بسیار کمتر از ۱ میلیارد دلاری که زمانی برای R-GPS در نظر گرفته شده بود.
هیچ ارتقای تدریجی نمیتواند GPS را اصلاح کند. ضعف آن فیزیک است، نه نقص مهندسی.
دوم، خرید خدمات عملیاتی، نه مطالعات بیشتر. ارائهدهندگان تجاری در حال قرار دادن ماهوارههای تولیدی در مدار با سرمایه خصوصی هستند. وزارت دفاع باید ناوبری مقاوم را به عنوان یک سرویس قرارداد کند – همانطور که برای خدمات پرتاب انجام میدهد – و برای عملکرد اثباتشده در مدار پرداخت کند.
سوم، تعیین استانداردهای تابآوری برای زیرساختهای حیاتی. خدمه کشتیهای تجاری که این بهار در تنگه هرمز با رادار حرکت میکردند، از گیرندههایی استفاده میکردند که حدود ۱۵ سال قدیمی بودند. کشاورزان، اپراتورهای تاسیسات و خلبانان هواپیما با همان خطر مواجه هستند. تنظیمکنندههای فدرال باید حداقل الزامات تابآوری را تعیین کنند که GPS قدیمی به تنهایی دیگر نمیتواند برآورده کند.
در سال ۱۹۷۳، ایالات متحده شرط بست که یک صورتفلکی از ماهوارههای ناوبری جنگ و اقتصاد جهانی را متحول کند. آن شرط فراتر از رویاهای هر برنامهریزی موفق شد و به دشمنان ما دقیقاً آموخت که چه چیزی را در معرض خطر قرار دهند. ایران تنگهای را مختل کرد که جهان تصور میکرد همیشه باز خواهد ماند. دشمنان توانمندتر ما قصد دارند سیگنالی را مختل کنند که آمریکا تصور میکند همیشه بالای سرش خواهد بود.
عصر بعدی ناوبری متعلق به اولین کشوری خواهد بود که بر میدان آوردن قابلیتهای مقاوم تمرکز کند. صنعت آمریکا قبلاً آنها را در مدار قرار داده است. اینکه آیا دولت ایالات متحده با سرعتِ مرتبط حرکت کند، تعیین خواهد کرد که آیا آمریکا برتری قاطعی را که ۵۰ سال داشته حفظ میکند – یا آن را به قدرت دیگری واگذار میکند.