اشتراک
اسرائیل و آمریکا بر سر توقف راهبردی به توافق رسیدند؛ فشار بر ایران از جنگ به اقتصاد تغییر جهت داده است
اسرائیل و آمریکا بر سر توقف راهبردی به توافق رسیدند؛ فشار بر ایران از جنگ به اقتصاد تغییر جهت داده است
سیاست خاورمیانه روابط بین‌الملل

یخ‌بندان در همه جبهه‌ها: آمریکا و اسرائیل ایران، غزه و لبنان را تا پس از انتخابات در حالت انجماد نگه می‌دارند

تحلیل: واشنگتن هم دیپلماسی و هم تشدید نظامی با تهران را متوقف کرده و در عین حال تحریم‌ها و حضور دریایی خود را حفظ کرده است؛ اسرائیل از این راهبرد حمایت می‌کند و اختلافات بر سر خلع سلاح حماس نیز حرکت در غزه را متوقف کرده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

ایالات متحده و اسرائیل با اتخاذ یک راهبرد کلان، در تمامی جبهه‌های خاورمیانه از جمله ایران، غزه و لبنان یک «توقف راهبردی» ایجاد کرده‌اند که انتظار می‌رود تا پایان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و انتخابات داخلی اسرائیل ادامه یابد. در مورد ایران، دولت ترامپ با کنار گذاشتن دیپلماسی بی‌نتیجه و تشدید نظامی مستقیم، به حفظ فشار اقتصادی از طریق تحریم‌ها و محاصره دریایی روی آورده است. این رویکرد به دلیل چهار عامل اصلی اتخاذ شده است: ملاحظات انتخاباتی داخلی آمریکا، سخت‌گیری‌های غیرمنطقی تهران در مذاکرات، وخامت وضعیت اقتصادی ایران برای تضعیف رژیم، و نیاز پنتاگون به بازسازی ذخایر استراتژیک تسلیحاتی. با این حال، واشنگتن با بازگشایی مشروط تنگه هرمز برای صادرات انرژی، به دنبال کاهش بحران قیمت سوخت است. در غزه نیز، پروژه‌های زیرساختی و مسکونی توسط اسرائیل و آمریکا در حال اجراست، اما به دلیل اختلافات اساسی بر سر نحوه خلع سلاح حماس و زمان‌بندی عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی، بن‌بست سیاسی حاکم است. نتانیاهو تسلیم سلاح‌های حماس را پیش‌شرط هرگونه تغییر می‌داند، در حالی که میانجی‌گران بر رویکرد مرحله‌ای تأکید دارند. در نهایت، با وجود حفظ حضور نظامی و فشار حداکثری، هیچ‌گونه تحول اساسی در این مناطق تا زمان مشخص شدن نتایج انتخابات در هر دو کشور پیش‌بینی نمی‌شود.

ایالات متحده و اسرائیل در حال تثبیت یک توقف راهبردی در سراسر خاورمیانه هستند و اقدامات بزرگ علیه ایران، در غزه و لبنان تا پیش از انتخابات در هر دو کشور بعید به نظر می‌رسد، طبق ارزیابی از تصویر منطقه‌ای کنونی.

در جبهه ایران، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و مشاورانش به این نتیجه رسیده‌اند که مذاکرات با تهران بعید است در کوتاه‌مدت نتایج عملی به بار آورد و در عوض تصمیم گرفته‌اند که سطح تنش را پایین بیاورند، تصمیمی که ترامپ در مصاحبه‌ای با باراک راوید، خبرنگار کانال ۱۲، آن را «پایین آوردن پروفایل» توصیف کرد.

به جای تشدید فشار نظامی یا ادامه مذاکراتی که واشنگتن به طور فزاینده‌ای آن را بیهوده می‌داند، ترامپ توقف در هر دو حوزه دیپلماسی و اقدام نظامی را انتخاب کرده و در عین حال فشار اقتصادی بر ایران را حفظ کرده است.

انتظار می‌رود این فشار از طریق اجرای تحریم‌های موجود و مهم‌تر از همه، محاصره دریایی اعمال‌شده توسط نیروهای آمریکایی بر بنادر ایران ادامه یابد.

به گفته منابع، انتظار می‌رود این توقف تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۸ نوامبر و احتمالاً کمی پس از آن ادامه یابد. دولت سپس ارزیابی تازه‌ای انجام خواهد داد، احتمالاً همراه با دولت جدید اسرائیل، پیش از تصمیم‌گیری درباره از سرگیری اقدام نظامی علیه ایران یا دنبال کردن مسیر دیگر.

یک استثنای مهم وجود دارد: تنگه هرمز.

ایالات متحده آماده است اجازه دهد نفت خام و گاز طبیعی از هر مسیر در دسترس از خاورمیانه خارج شوند، از جمله از طریق توافقی بین ایران و عمان با هدف بازگشایی تنگه. واشنگتن پشت صحنه در این مذاکرات نقش داشته است و اکنون به تهران و مسقط اجازه می‌دهد به هر ترتیبی که می‌توانند بپذیرند برسند، با یک شرط: کشتی‌هایی که از هرمز عبور می‌کنند نباید به ایران عوارض عبور بپردازند. کشتی‌هایی که چنین کنند ممکن است با تحریم‌های آمریکا مواجه شوند.

شرایط کلی‌تر به طور مستقیم بین ایران و عمان در حال مذاکره است.

چنین ترتیبی می‌تواند برای تهران سودمند باشد زیرا واشنگتن مانع عبور کشتی‌های حامل نفت و گاز ایران از هرمز به سمت غرب در مسیر چین، پاکستان و هند نخواهد شد. در عین حال، نیروی دریایی آمریکا به اجرای محاصره خود در اقیانوس هند و ورودی تنگه علیه کشتی‌های حامل محموله به بنادر ایران ادامه خواهد داد.

واشنگتن امیدوار است که حتی بازگشایی جزئی هرمز بحران قیمت جهانی نفت را که بازار آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است، کاهش دهد.

چهار دلیل پشت تغییر موضع ترامپ

به نظر می‌رسد چهار ملاحظه اصلی تغییر راهبرد را هدایت کرده است.

اولی سیاست داخلی است. ترامپ می‌خواهد اکثریت جمهوری‌خواهان را در هر دو مجلس کنگره در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر حفظ کند. این اکثریت به او آزادی عمل گسترده‌ای می‌دهد، از جمله گزینه بازگشت به جنگ با ایران. از دست دادن کنترل سنا یا مجلس نمایندگان او را به طور قابل توجهی محدود می‌کند.

جنگ در میان افکار عمومی آمریکا، از جمله برخی از حامیان ترامپ، نامحبوب است. قیمت سوخت نیز می‌تواند بر رفتار رأی‌دهندگان تأثیر بگذارد و ترامپ می‌خواهد سه ماه آینده را بدون بازگشت سربازان بیشتر آمریکایی در تابوت‌ها و بدون بالا رفتن قیمت بنزین از چهار دلار در هر گالن پشت سر بگذارد.

عامل دوم نتیجه‌گیری واشنگتن است که جناح‌های تندرو در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و روحانیون هم‌پیمان مواضع مذاکراتی خود را سخت‌تر کرده‌اند زیرا معتقدند ترامپ تمایلی به اجرای تهدیدهای خود برای تشدید نظامی مجدد ندارد.

در نتیجه، تهران تقریباً روزانه خواسته‌های خود را افزایش می‌دهد و شرایطی را ارائه می‌کند که واشنگتن آن را تحقیرآمیز و معادل تسلیم می‌داند.

با توجه به این رویکرد، حتی حامیان سرسخت مذاکرات، از جمله معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، به این نتیجه رسیده‌اند که چشم‌انداز کمی برای دستیابی به توافق با رهبری فعلی ایران وجود دارد، چه در مورد مسئله هسته‌ای و چه حتی در مورد بازگشایی هرمز.

عامل سوم وضعیت اقتصادی رو به وخامت ایران است.

به دنبال توصیه اسرائیل، واشنگتن می‌خواهد به فشار اقتصادی زمان دهد تا ثبات رژیم را تهدید کند. در عرض چند ماه، این می‌تواند مذاکرات را واقعی‌تر کند یا احتمالاً به فروپاشی دولت کمک کند.

با وجود بحران اقتصادی، تعداد زیادی از ایرانی‌ها به خیابان‌ها نیامده‌اند. یک دلیل اصلی این است که کشور همچنان به طور رسمی در وضعیت جنگ قرار دارد، وضعیتی که تمایل دارد جمعیت‌ها را دور دولت‌هایشان جمع کند یا حداقل مردم را در خانه نگه دارد.

ملاحظه چهارم نیاز به بازسازی ذخایر تسلیحاتی آمریکا است که در دو دوره قبلی درگیری با ایران کاهش یافته است.

پنتاگون در حال تسریع تولید موشک‌های رهگیر و موشک‌های تهاجمی است در صورتی که واشنگتن تصمیم به تشدید دوباره بگیرد. این امر به ایالات متحده اجازه می‌دهد از نیروهای خود و کشورهای خلیج فارس دفاع کند بدون اینکه ذخایر استراتژیک را به سطحی کاهش دهد که توانایی پاسخ به چین را تضعیف کند، اگر پکن بخواهد از درگیری آمریکا در خاورمیانه برای اقدام علیه تایوان سوءاستفاده کند.

این چهار ملاحظه ترامپ و دولت او را به سمت توقف نظامی ترغیب کرده است که حداقل تا پایان نوامبر ادامه یابد.

برخلاف برخی گزارش‌ها در ایالات متحده، به نظر نمی‌رسد ترامپ در حال آماده شدن برای اعلام پیروزی و پایان جنگ باشد. در عوض، او فشار اقتصادی را تشدید می‌کند و در عین حال گزینه نظامی را بر سر تهران نگه می‌دارد و در انتظار یک حرکت دیپلماتیک یا نظامی آینده است.

یک نشانه این است که ایالات متحده همچنان حضور دریایی و هوایی قابل توجه خود را در خاورمیانه در سطح فعلی حفظ می‌کند و نیروهای خود را کاهش نمی‌دهد.

برای اسرائیل، این تحول به طور کلی راحت است.

این تضمین می‌کند که واشنگتن تحریم‌ها علیه ایران را لغو نخواهد کرد و به فشار اقتصادی و دریایی خود ادامه خواهد داد. در این شرایط، تهران برای بازسازی ظرفیت تولید موشک بالستیک خود با مشکل مواجه خواهد شد، چه رسد به از سرگیری برنامه هسته‌ای خود.

با نظارت دقیق ایالات متحده و اسرائیل و ادامه وخامت شرایط اقتصادی، ایران همچنین توانایی کمتری برای حمایت از نیابتی‌های خود، از جمله حزب‌الله و حوثی‌ها، دارد.

این رویکرد کاملاً با توصیه‌های نهاد دفاعی و جامعه اطلاعاتی اسرائیل مطابقت دارد، که به توضیح سکوت عمدتاً کامل بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، و دولت او کمک می‌کند.

غزه: دو مسیر جداگانه با هم اشتباه گرفته می‌شوند

در غزه، بسیاری از عدم قطعیت کنونی ناشی از اشتباه گرفتن دو فرآیند جداگانه است.

اولی با هماهنگی کامل بین ایالات متحده و اسرائیل، به طور خاص بین ارتش آمریکا، هیئت صلح و ارتش اسرائیل (IDF) در حال انجام است و شامل آماده‌سازی برای گام‌های آینده تحت طرح اصلی ۲۰ بندی ترامپ است.

در زمین، کار بر روی یک محله مسکونی آزمایشی در منطقه‌ای باز بین خان یونس و رفح در حال انجام است. فلسطینیانی که در حال حاضر در قلمرو تحت کنترل حماس زندگی می‌کنند، در صورت تمایل به زندگی در منطقه تحت کنترل اسرائیل در شرق خط زرد، می‌توانند به آنجا نقل مکان کنند.

محله موقت به عنوان مرحله میانی قبل از ساخت مسکن دائمی به عنوان بخشی از بازسازی غزه عمل خواهد کرد. ساکنان تحت غربالگری قرار می‌گیرند که هدف آن اطمینان از عدم عضویت در حماس است.

پروژه دوم شامل ساخت اردوگاهی برای نیروی تثبیت چندملیتی در منطقه‌ای باز در شمال رفح است. این نیروها قرار است در نهایت وارد غزه شوند و حماس را از ارتش اسرائیل جدا کنند در حالی که گروه تروریستی خلع سلاح می‌شود و نیروهای اسرائیلی عقب‌نشینی می‌کنند.

هر دو پروژه پشت خط زرد، در داخل قلمرو تحت کنترل ارتش اسرائیل ساخته می‌شوند و در حال حاضر هیچ قصدی برای عقب‌نشینی اسرائیل از آن منطقه وجود ندارد، حتی اگر فلسطینی‌ها شروع به نقل مکان به محله جدید کنند.

کار بین ارتش اسرائیل، مرکز فرماندهی آمریکا در کریات گات و هیئت صلح هماهنگ می‌شود.

با این حال، این اجرای نقشه راه ۱۵ بندی هیئت صلح که هفته گذشته اعلام شد، نیست.

آن نقشه راه هنوز در سطح سیاسی بین دولت اسرائیل و هیئت صلح در حال بحث است و یک اختلاف اساسی حل‌نشده باقی مانده است.

اسرائیل شروع هرگونه عقب‌نشینی به خط موقت مشخص‌شده در طرح اصلی ۲۰ بندی را به تسلیم کامل سلاح‌های حماس در ابتدا مشروط می‌کند. اسرائیل همچنین با نگهداری این سلاح‌ها تحت اختیار دولت جدید فلسطینی در غزه مخالف است و استدلال می‌کند که حماس ممکن است بعداً دوباره آنها را تصاحب کند.

هیئت صلح، به رهبری نیکولای ملادنوف، دیپلمات بلغاری، فرآیندی مرحله‌ای را پیشنهاد می‌کند که در آن حماس منطقه به منطقه خلع سلاح می‌شود و اسرائیل به تبع آن از آن مناطق عقب‌نشینی می‌کند. ملادنوف از اسرائیل خواسته است به یک مکانیسم راستی‌آزمایی به رهبری آمریکا تکیه کند.

نتانیاهو روز یکشنبه روشن کرد که این پیشنهاد برای دولت او غیرقابل قبول است.

به طور قابل توجهی، واشنگتن به طور علنی پاسخ نداده است.

ممکن است ترامپ و دولت او درک کنند که نتانیاهو نمی‌تواند چارچوبی را بپذیرد که اسرائیل معتقد است می‌تواند به حماس اجازه بازسازی دهد، به ویژه در آستانه انتخابات حساس اسرائیل.

نتیجه محتمل این است که تا پایان انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، حرکت معنادار کمی در جبهه ایران، غزه یا لبنان رخ دهد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: ynetnews.com