اشتراک
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، در کاخ سفید، ۶ آوریل.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، در کاخ سفید، ۶ آوریل.
نظر اخبار جهان سیاست

نگاهی واقع‌بینانه به جنگ ایران

این کار آن‌چنان که ترامپ انتظار داشت آسان نبود، اما پیش‌دستی نکنید و فرض کنید آمریکا از قبل شکست خورده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ میان آمریکا و ایران که در ابتدا کوتاه و سریع پیش‌بینی شده بود، اکنون با گذشت هفت ماه به درگیری فرسایشی و پیچیده‌ای تبدیل شده که تحلیلگران را به سمت قضاوت‌های شتاب‌زده درباره شکست آمریکا سوق داده است. با وجود مقاومت فراتر از انتظار ایران و فشارهای سنگین بر منابع نظامی و سیاسی ایالات متحده، دولت ترامپ همچنان بر استراتژی فشار اقتصادی حداکثری متمرکز است. برخلاف تصور اولیه، بازارهای جهانی انرژی و صادرات نفت خلیج فارس تا حد زیادی تاب‌آوری خود را حفظ کرده‌اند و ایران نیز به دلیل محدودیت‌های نظامی، توانایی تغییر موازنه قدرت را ندارد. در این میان، هر دو طرف در انتظار تحولات آتی هستند؛ ایران به امید فشار افکار عمومی آمریکا و چالش‌های لجستیک نظامی واشنگتن برای خروج از بحران تلاش می‌کند و ترامپ با تکیه بر فروپاشی اقتصادی داخلی ایران، سعی در مدیریت تنش‌ها بدون ورود به جنگ زمینی دارد. با توجه به ابهام در مسیر خروج از این درگیری و شرایط متغیر سیاسی، تحلیلگران معتقدند باید از نتیجه‌گیری‌های قطعی درباره پیروزی یا شکست هر یک از طرفین پرهیز کرد، چرا که ذات جنگ همواره با عدم قطعیت و پیامدهای پیش‌بینی‌نشده گره خورده است. اکنون سوال اصلی این است که در صورت موفقیت فشار اقتصادی و ناآرامی‌های داخلی در ایران، آمریکا چه راهبردی برای مواجهه با تبعات احتمالی آن در پیش خواهد گرفت.

جنگی که رئیس‌جمهور ترامپ در ابتدا آن را «جنگ چهار تا پنج هفته‌ای» علیه ایران خواند، شنبه وارد هفتمین ماه خود شد. جنگ به جای اینکه رو به پایان باشد، در روزهای گذشته تشدید شده است.

از قله‌های آرام نهادهای سیاست خارجی گرفته تا باتلاق‌های هیجانی چپ و راست آنلاین، اجماعی شکل گرفته است. جنگ یک فاجعه است، معادل آمریکایی شکست تحقیرآمیز بریتانیا در بحران سوئز سال ۱۹۵۶. قدرت آمریکا هرگز نمی‌تواند در خاورمیانه بازیابی شود و آقای ترامپ بزرگ‌ترین رسوایی دوران کاری خود را تجربه کرده است.

اما چشم‌انداز تاریک است. ایران سخت‌تر و با موفقیت بیشتری نسبت به آنچه ترامپ انتظار داشت مقاومت کرده است. اگرچه تلفات آمریکایی‌ها از استانداردهای تاریخی نسبتاً سبک بوده است، اما جنگ پرهزینه‌تر، فشار بیشتری بر نیروی انسانی و انبارهای سلاح آمریکا وارد کرده و دست‌کم سیاسی بزرگتری برای تیم ترامپ بوده است. طبق گزارش واشنگتن پست، فرماندهان ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی و فرماندهان چهارستاره نیروهای آمریکا در اروپا، آسیا و آمریکای لاتیه هشدار داده‌اند که استقرار مداوم نیروها در خاورمیانه توانایی آمریکا برای مقابله با تهدیدات در سایر نقاط را تضعیف می‌کند.

با این حال، به نظر می‌رسد ترامپ مصمم به ادامه درگیری است و دلایل منطقی برای حفظ خوش‌بینی خود دارد. با گزارش گلدمن ساکس مبنی بر اینکه صادرات نفت خلیج فارس به حدود دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است، ایران نتوانسته است یک بحران انرژی جهانی ایجاد کند. محاصره آمریکا درد بیشتری برای ایرانیان ایجاد می‌کند تا تلاش رژیم برای بستن تنگه برای ایالات متحده.

همزمان، همان‌طور که پاسخ محدود و عمدتاً بی‌اثر ایران به حملات آخر هفته آمریکا نشان داد، ترامپ همچنان قادر به کنترل نردبان تشدید تنش است. ایران به دلیل تلفات نظامی قبلی و ترس از تلافی، به نظر می‌رسد که تمایل یا توانایی به چالش کشیدن وضعیت نظامی موجود را ندارد. به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور معتقد است می‌تواند اقتصاد ایران را تا بی‌نهایت تحت فشار قرار دهد، در حالی که از دو چیزی که بیشتر از همه می‌ترسد دوری می‌کند: یک بحران اقتصادی جهانی و استفاده از نیروهای زمینی آمریکا.

مانند جنگ در اوکراین و مانند اکثر جنگ‌ها، درگیری آمریکا و ایران به چیزی طولانی‌تر و آشفته‌تر از آنچه هر دو طرف پیش‌بینی می‌کردند تبدیل شده است. ترامپ نتوانست با اولین حملات هوایی شوک و وحشت خود رژیم ایران را سرنگون کند؛ حملات ایران به کشتیرانی در خلیج فارس نیز ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی نکرد.

هر دو طرف با این سوال روبرو هستند که چگونه در جنگی طولانی که انتظارش را نداشتند پیروز شوند. حاکمان ایران باید هر کاری کنند تا جریان انرژی از طریق تنگه را محدود کنند، به امید اینکه سلاح نفت در نهایت بحران کافی ایجاد کند تا ترامپ را مجبور به مذاکره بر اساس شرایط آن‌ها کند. آن‌ها همچنین امیدوارند که فشار داخلی علیه جنگی که از نظر سیاسی محبوب نیست، دست ترامپ را ببندد، شاید پس از پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میانسالی. و پس از تصمیم جالب سردبیری واشنگتن پست برای افشای اطلاعات طبقه‌بندی شده درباره آسیب‌پذیری‌های نظامی آمریکا در دوره میزبانی مسلحانه، مقامات ایرانی دلایل بیشتری برای امیدواری دارند که آمریکا نمی‌تواند سطوح فعلی استقرار نظامی خود را در منطقه برای مدت طولانی حفظ کند.

آقای ترامپ از سوی دیگر به نظر می‌رسد بر تشدید بحران اقتصادی در داخل ایران در حالی که پیامدهای جنگ در سیاست آمریکا و به طور جهانی محدود می‌شود، تمرکز دارد. برای موفقیت در این امر، او نیاز دارد تا حداکثر مقدار ممکن انرژی را از طریق و اطراف تنگه جاری نگه دارد و همزمان فشار بر اقتصاد ایران را افزایش دهد. این تلاش با چالش‌هایی روبرو است زیرا چین و سایر کشورها ذخایر استراتژیک خود را کاهش می‌دهند و با نزدیک شدن زمستان، تقاضای انرژی در نیمکره شمالی افزایش می‌یابد، اما بازارهای انرژی تاکنون انعطاف‌پذیرتر و مقاوم‌تر از آنچه بیشتر ناظران انتظار داشتند ثابت شده‌اند.

اقتصاد ایران همین حالا نیز در وضعیت وخیمی قرار دارد و شخصیت‌هایی مانند محمدباقر قالیباف، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رئیس مجلس، هشدار می‌دهند که جمهوری اسلامی ممکن است در برابر خفگی اقتصادی دوام نیاورد. ترامپ احتمالاً معتقد است می‌تواند فشار را افزایش دهد بدون اینکه حرکات دراماتیکی انجام دهد که روابط با چین را در آستانه سفر برنامه‌ریزی شده شی جین پینگ در اواخر سپتامبر بی‌ثبات کند.

بیایید امیدوار باشیم که آژانس‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا و متحدانش مراحل بعدی را بررسی می‌کنند. فرض کنید فشار اقتصادی موفقیت‌آمیز باشد و مردم ایران علیه رژیم قیام کنند. آیا آمریکا تماشاچی خواهد بود که رژیم قدرت خود را از طریق یک خونریزی دیگر بازیابی می‌کند، آیا ما در جنگی خونین که احتمالاً داخلی است مداخله می‌کنیم، یا آیا گزینه سومی وجود دارد؟

منتقدان ترامپ درست می‌گویند که شش ماه پس از آغاز این جنگ، مسیر خروج همچنان مبهم است. اما این نحوه معمول کار کردن جنگ است. ریسک و غیرقابل پیش‌بینی بودن در کیک تنوری شده است. این دلیل خوبی برای اجتناب از جنگ‌های غیرضروری است؛ همچنین دلیلی است برای پرهیز از افراط در غم یا شادی زمانی که شانس جنگ تغییر و چرخش می‌کند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com