اشتراک
سیاست اخبار جهان روابط بین‌الملل

با شعله‌ور شدن مجدد جنگ ایران، که بارها آغاز و پایان می‌یابد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

دونالد ترامپ با گذشت شش ماه از آغاز درگیری با ایران که برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه‌اش به سرعت خاتمه نیافت، همچنان در چرخه‌ای از جنگ و تنش‌های مکرر گرفتار شده است. با وجود ادعای ترامپ مبنی بر کنترل کامل بر تنگه هرمز و فشار حداکثری اقتصادی، ایران با هدف قرار دادن کشتی‌های عبوری و محدود کردن صادرات انرژی، اهرم‌های فشار خود را حفظ کرده است. ترامپ با اتخاذ لحنی تهاجمی، ضمن بی‌اهمیت دانستن مذاکرات، بار دیگر مردم ایران را به قیام فراخوانده و تهدید به حملات سنگین‌تر کرده است، اما در عمل به دلیل پیامدهای سیاسی و اقتصادی داخلی، از ورود به یک جنگ تمام‌عیار اجتناب می‌کند. این وضعیت بن‌بست‌گونه که به اقتصاد آمریکا آسیب زده و شانس حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میاندوره‌ای را به چالش کشیده، با تداوم حمایت‌های اقتصادی و فناوری چین از ایران پیچیده‌تر شده است؛ چرا که ایالات متحده تمایلی به گشودن جبهه اقتصادی جدید علیه پکن ندارد. در نهایت، این درگیری فرسایشی که نه راه حل دیپلماتیک مشخصی دارد و نه به پیروزی سریع منجر شده، همچنان به عنوان چالشی لاینحل در دستور کار دولت ترامپ باقی مانده است.

با شعله‌ور شدن مجدد جنگ ایران، که بارها آغاز و پایان می‌یابد، دونالد ترامپ به نظر می‌رسد در درگیری‌ای گرفتار شده که نتوانسته آن را کنترل کند یا از آن عبور نماید، علی‌رغم اعلام پیروزی کامل.

سه‌شنبه شب، پس از آخرین تبادل آتش بر سر کنترل تنگه هرمز، آقای ترامپ مردم ایران را به قیام فراخواند؛ اقدامی که در آغاز جنگ شش ماه پیش نیز انجام داد، پیش از آنکه عقب‌نشینی کند و بپذیرد که اجرای فرمانش آسان‌تر از گفتن آن است.

آقای ترامپ در پستی در شبکه‌های اجتماعی همچنین مذاکرات بن‌بست‌زده با ایران را نادیده گرفت.

«برایم مهم نیست که آیا آن‌ها توافق بی‌ارزشی را امضا کنند یا نه»، او سه‌شنبه شب نوشت، ساعاتی پس از اینکه ایالات متحده موج تازه‌ای از حملات را اجرا کرد و ایران پاسخ داد.

«من موقعیت فعلی ما را بسیار بهتر می‌دانم، با کنترل تقریباً کامل بر تنگه هرمز و فروپاشی کامل اقتصاد آن‌ها»، ترامپ ادامه داد. «آن‌ها فقط در حال گذراندن زمان تا اجتناب‌ناپذیری هستند. کی مردم ایران قیام خواهند کرد و مبارزه خواهند کرد؟»

اما علی‌رغم کلام تهاجمی آقای ترامپ، ایران به وضوح نشان می‌دهد که اهرم فشار خود را نیز دارد. شش ماه پس از آغاز این درگیری — که ترامپ پیش‌بینی کرده بود ظرف چند هفته به پایان برسد — هنوز چشم‌انداز واقعی برای پایان آن دیده نمی‌شود. ایران کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را مورد هدف قرار داده و توانایی متحدان آمریکا برای صادرات نفت و گاز را به شدت محدود کرده است.

آقای ترامپ همچنین هزینه سیاسی آن را در داخل کشور احساس می‌کند؛ هم از نظر آسیب به اقتصاد آمریکا و هم از نظر شانس حزبش در انتخابات میاندوره‌ای. او از بازگشت به بمباران تمام‌عیار خودداری می‌کند، حتی با وجود صدور تهدیدهای مکرر، از جمله تهدیدی در سه‌شنبه شب که اعلام کرد ایالات متحده اهداف ایرانی نزدیک به تنگه هرمز را هدف قرار داده است.

«اگر ملت شکست‌خورده ایران به این حمله کاملاً موجه انتقام بگیرد»، او نوشت، «آن‌ها دوباره و در سطحی سخت‌تر و بالاتر مورد هدف قرار خواهند گرفت، اما این بزرگ‌ترین حمله نخواهد بود؛ آن در کمین است و وقتی تمام شود، از جمهوری اسلامی ایران چیز زیادی باقی نخواهد ماند!»

آقای ترامپ تلاش کرده است با اعمال محاصره دریایی بر بنادر ایران و افزایش تحریم‌ها علیه تهران، فشار اقتصادی بر ایران وارد کند. اما چین همچنان به عنوان یک خط حیاتی برای ایران باقی مانده است؛ کشوری که نفت ایران را خریداری کرده و مواد اولیه و فناوری را برای حمایت از اقتصاد و نظامی آن تأمین می‌کند. ایالات متحده نیز تمایل کمی به گشودن جبهه اقتصادی دیگری با چین نشان داده است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: nytimes.com