افزایش نابرابری خواستار اقدام فوری است. ثروتمندترین ده درصد بزرگسالان جهان بیش از نیمی (۵۳٪) از درآمد جهانی را دریافت میکنند، در حالی که فقیرترین نیمه جمعیت تنها ۸٪ را نصیب خود میسازند. تمرکز ثروت حتی شدیدتر است؛ ثروتمندترین ده درصد حدود سه چهارم ثروت جهانی را در اختیار دارند، اما فقیرترین نیمه جمعیت تنها ۲٪ را دارا هستند. تقریباً دو سوم مردم در کشورهایی زندگی میکنند که نابرابری در آنها رو به افزایش است.
پیامدهای این وضعیت کاملاً مشخص است. بدنه رو به رشدی از پژوهشها، نابرابری بالای درآمدی را به تحرک اجتماعی کمتر، نتایج ضعیفتر سلامت و رشد اقتصادی کندتر مرتبط میداند. دسترسی نابرابر به آموزش، مراقبتهای بهداشتی، مسکن و خدمات مالی، فرصتهایی را شکل میدهد که مسیر زندگی افراد را تعیین میکند.
با این حال، تمام این دانش منجر به پاسخی سیاستی نشده است. یکی از دلایل، سیاسی است: نابرابری، ذینفعان قدرتمندی ایجاد میکند. دلیل دیگر عملی است: شکاف میان علم و سیاست همچنان پابرجاست. شواهد مربوط به نابرابری در رشتهها و نهادهای مختلف پراکنده است. پژوهشها درباره اثربخشی سیاستها — که نشان میدهند چه چیزی، در چه زمینهای و از طریق چه مکانیزمهایی کارآمد بوده است — به اندازه کافی ترکیب و دستهبندی نشده و اغلب غیرقابل دسترس باقی ماندهاند.
آنچه مورد نیاز است، یک نهاد علمی مستقل شبیه به هیئت بیندولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) است. چنین نهادی به صورت دورهای و سیستماتیک شواهد مربوط به دامنه، ماهیت، عوامل و پیامدهای نابرابری را ارزیابی میکند. همچنین شواهد مربوط به سیاستها را بررسی کرده و نتیجهگیریهای حاصل از موفقیتها و شکستهای کشورهای مختلف را ترکیب مینماید.
در سال ۲۰۲۵، ما توسط سیریل رامافوسا، رئیسجمهور آفریقای جنوبی، دعوت شدیم تا در کمیته فوقالعاده کارشناسان مستقل گروه بیست درباره نابرابری جهانی (که ریاست آن بر عهده ج. ای. اس. بود) شرکت کنیم. ما گزارشی به کشورهای عضو گروه بیست ارائه دادیم که در آن توصیه اصلی ما تشکیل یک هیئت بینالمللی درباره نابرابری (IPI) توسط دولتهایشان بود.
از آن زمان، یک کمیته بنیانگذار که ما نیز عضو آن هستیم، تحت رهبری آفریقای جنوبی، برزیل، اسپانیا و نروژ شروع به توسعه این پیشنهاد کرده است. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، این ابتکار را تأیید کرده است، اتحادیه آفریقا به اتفاق آرا از آن حمایت میکند و بیش از ۶۰۰ اقتصاددان و متخصص نابرابری نیز همینطور. در اینجا ما از این دیدگاه دفاع میکنیم.
فرصتهای نابرابر
پژوهشگران توافق دارند که سطح نابرابری در جهان بالاست، نابرابری ثروت بیشتر از نابرابری درآمد است و هر دو شکل آن در سراسر جهان در حال بدتر شدن هستند. از مجموع ۲۸۰ تریلیون دلار ثروت جدید خلق شده در جهان بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، یک درصد برتر ۴۱٪ را به خود اختصاص دادند، در حالی که ۵۰ درصد پایینتر کمتر از ۱٪ را دریافت کردند.
نابرابری را میتوان به صورت نسبی یا مطلق اندازه گرفت. معیارهای نسبی، که به صورت نسبتی از کل بیان میشوند، اغلب با استفاده از ضریب جینی، در مقیاسی از ۰ تا ۱ نمایش داده میشوند. اگر همه درآمد یا ثروت یکسانی داشته باشند، امتیاز ۰ است؛ اگر یک نفر همه چیز را داشته باشد، امتیاز ۱ است. بانک جهانی نابرابری بالای درآمدی را هر چیزی بیش از ۰.۴ تعریف میکند.
به طور کلی در سطح جهانی، نابرابری نسبی بالاست، اما از ۰.۶۹ در سال ۱۹۹۰ به ۰.۶۰ در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است، عمدتاً به دلیل رشد سریع درآمد در چین و سایر بخشهای آسیا (نگاه کنید به «شکاف میان غنی و فقیر»).
در همین حال، نابرابری نسبی در اکثر کشورها از سال ۱۹۹۰ افزایش یافته و شکافها بین مناطق همچنان باقی است. ضرایب جینی در آفریقای جنوب صحرا (۰.۵۴ در سال ۲۰۲۲) و آمریکای لاتین و کارائیب (۰.۴۷) بالاترین و در اروپا و آسیای مرکزی (۰.۳۲) پایینترین مقدار را دارند. با این حال، حتی در کشورهایی که تاریخی برابرتر داشتهاند، مانند کشورهای اسکاندیناوی، نابرابری در حال افزایش است.
نابرابری را همچنین میتوان بر اساس قدرت خرید، یعنی نابرابری مطلق، بیان کرد. اگر درآمد همه افراد به همان درصد، مثلاً ۵٪، افزایش یابد، نابرابری نسبی بدون تغییر باقی میماند، اما نابرابری مطلق — ارزش دلاری تفاوت — افزایش خواهد یافت.
بر اساس این معیار، شکاف میان افراد در سطح جهانی در حال گسترش است. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، متوسط ثروت نیمه پایین جمعیت جهان تنها ۵۸۵ دلار افزایش یافت، در حالی که متوسط ثروت یک درصد ثروتمندترین افراد ۱.۳ میلیون دلار رشد کرد.
این موضوع چه معنایی برای زندگی مردم دارد؟ در کنیا، پسری یا دختری از خانوادهای ثروتمند یک شانس از دو برای ادامه تحصیل پس از مدرسه متوسطه دارد، در حالی که برای خانوادهای فقیر، پسر یک شانس از ۴۰ و دختر یک شانس از ۱۰۰ برای انجام این کار دارد. کشورهایی با نابرابری بالاتر هفت برابر بیشتر احتمال دارد که دچار فرسایش دموکراتیک شوند — تضعیف نظارت و توازن قوا، محدود کردن حقوق مدنی، دستکاری انتخابات و معرفی اعمال اقتدارگرا — نسبت به کشورهایی با نابرابری کمتر.
اجماع کافی بر روی این نتیجهگیریهای کلی وجود دارد که اقدامات فوری را توجیه میکند. اما برای انجام اقدامات درست، سیاستگذاران و پژوهشگران باید به دادههای بهتر و قابل اعتمادتر و درک عمیقتری از فرآیندهایی که نابرابری را ایجاد میکنند و پیامدهای آنها دسترسی داشته باشند.
هیئت IPI چهار حوزه را پوشش خواهد داد: اندازهگیری نابرابری؛ عوامل آن؛ پیامدهای آن؛ و سیاستهای موجود برای مقابله با آن.
شکاف در اندازهگیریها
اجماع بر تصویر کلی نباید با اجماع بر تمام جنبههای دادهها اشتباه گرفته شود. نظرسنجیهای خانوار همچنان منبع اصلی دادهها درباره نابرابری و فقر هستند، اما این نظرسنجیها تمایل دارند درآمدهای بالا را کمتر ثبت کنند، زیرا ثروتمندترین افراد معمولاً به نظرسنجیها پاسخ نمیدهند. بنابراین، رویکردهای استاندارد دامنه نابرابری را دستکم میگیرند.
روشهایی برای تلاش جهت اصلاح این سوگیری توسعه یافتهاند، از طریق تکمیل نظرسنجیها با دادههای مالیاتی، اداری و حسابهای ملی. این رویکردها منابع داده را به روشهای مختلف وزندهی میکنند و فرضیات متفاوتی درباره اطلاعات مفقود دارند — بنابراین میتوانند پاسخهای به طور چشمگیری متفاوتی ارائه دهند.
برای مثال، در سال ۲۰۲۲، ضریب جینی هند به صورت مختلف توسط بانک جهانی ۰.۲۵، توسط دانشگاه سازمان ملل متحد - مؤسسه جهانی تحقیقات اقتصاد توسعه (UNU-WIDER) در هلسینکی ۰.۴۹ و توسط آزمایشگاه نابرابری جهانی ۰.۶۴ تخمین زده شد. غیرممکن است که سیاستها صرفاً بر اساس چنین آمارهایی که هند را همزمان یکی از کمنابرابرترین کشورها (بهتر از سوئد) و یکی از نابرابرترین کشورها توصیف میکنند، پایهگذاری شوند. سیاستگذاران همچنین باید سایر دادهها، مانند میزان فقر و سوءتغذیه و تعداد میلیاردرها را نیز در نظر بگیرند.
هیئت IPI میتواند با روشن کردن نقاط قوت و محدودیتهای رویکردهای مختلف، به بهبود اندازهگیری نابرابری کمک کند. این هیئت میتواند توضیح دهد چرا تخمینها و روندها واگرا هستند، یافتههایی که در روشهای مختلف مقاوم هستند را شناسایی کند، نحوه ترکیب معیارهای مکمل را روشن سازد و شفافیت، هماهنگی و استانداردسازی بیشتر را تشویق کند. برای مثال، دولتها به روشی استاندارد برای تکمیل دادههای نظرسنجی نیاز دارند تا تصویری دقیقتر از سطوح نابرابری و درآمدهای بالا ارائه دهند.
نابرابری ثروت توجه ویژهای را طلب میکند. ثروت با قدرت و نفوذ مرتبط است و ثروت موروثی نابرابری را در طول نسلها تداوم میبخشد. نابرابری ثروت به طور کلی بارزتر از نابرابری درآمد است، اما دادههای ثروت ضعیفتر هستند. در سطح جهانی، درآمد حاصل از ثروت بسیار متمرکز باقی مانده است، با ضریب جینی ۰.۹۴، و ۸۰٪ جمعیت جهان درآمد صفر یا نزدیک به صفر از ثروت دریافت میکنند. داراییها اغلب پنهان، کمگزارششده یا دشوار برای ارزشگذاری هستند و دادههای اداری و مالیاتی قابل مقایسه در بسیاری از کشورها در دسترس نیست.
هیئت IPI میتواند تلاشهای جهانی برای بهبود دادههای نابرابری ثروت را از طریق تحلیل ارث و سایر دادههای مالیاتی، برای مثال، تقویت کند و به دولتها کمک کند ابزارهایی برای انجام این کار توسعه دهند.
درک علل
وقتی صحبت از عوامل نابرابری درآمدی میشود، ماهیت و مقیاس مالیاتها و پرداختهای انتقالی از دولت به شهروندان (مانند سیستمهای رفاهی) تأثیر زیادی دارد. اما عوامل دیگری که توزیع بازار درآمد را تعیین میکنند، مانند اشتغال، تعیین دستمزد و دسترسی به آموزش و مراقبتهای بهداشتی نیز همینطور.
نابرابری درآمدی میتواند به دلیل دسترسی متفاوت به مشاغل پردرآمد یا مالکیت داراییهای مولد درآمد تشدید شود. افزایش شکاف ممکن است ناشی از تغییرات در اقتصاد، مانند گذار از اقتصاد تولیدی به اقتصاد خدماتی یا تضعیف اتحادیههای کارگری باشد. در بسیاری از کشورها، رشد قدرت شرکتها و بازارهای مالی با افزایش نابرابری همراه بوده است.
به طور مشابه، نابرابریهای ثروت بخشی به کاهش مالیات بر درآمدهای سرمایهگذاری یا داراییهای سرمایهای و افزایش انتقال بیننسلی ثروت نسبت داده شده است. با استفاده از دادههای پروژه GC Wealth، کمیته ما ثروت انباشته و موروثی را به عنوان عاملی کلیدی شناسایی کرد که نابرابری را تثبیت کرده و تحرک اجتماعی، عدالت و فرصت را برای جمعیتهای کمدرآمد تضعیف میکند. با پیشبینی انتقال حدود ۷۰ تریلیون دلار به وارثان در دهه آینده، احتمال دارد کشورهای بیشتری با ویژگیهای یک پلوتوکراسی (حکومت ثروتمندان) که ثروت خود را به ارث برده است، شناخته شوند.
هیئت IPI میتواند نقش کلیدی در پیشبرد درک و دستیابی به اجماع علمی بیشتر درباره مهمترین عوامل نابرابری درآمد و ثروت و دلیل رشد آن داشته باشد. این هیئت همچنین میتواند به تحلیل تأثیر چالشهایی مانند هوش مصنوعی و تغییرات اقلیمی بر نابرابری کمک کند.
فناوریهای نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی، تقاضا برای نیروی کار را تغییر داده و بازدهی را بیشتر به سمت سرمایه، مالکیت فکری و دادهها متمرکز خواهند کرد. تغییرات اقلیمی از قبل بیشترین خسارات را به جمعیتهایی وارد میکند که کمترین منابع برای سازگاری را دارند، و گذار به اقتصاد کمکربن اشتغال، قیمتها، درآمد عمومی و مالکیت داراییها را شکل خواهد داد. تعارضات ژئوپلیتیک، بدهی، قوانین تجارت و معماری مالی بینالمللی نیز بر نابرابری تأثیر میگذارند.
ردیابی پیامدها
نابرابری پیامدهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. بدنه رو به رشدی از پژوهشها سطوح بالای نابرابری درآمدی را به رشد اقتصادی ضعیفتر و ناپایدارتر مرتبط میداند. گزارش ما نشان میدهد چگونه سیاستهای هدفمند برای کاهش نابرابری میتوانند عملکرد اقتصادی قویتری را پشتیبانی کنند، برخلاف فرضیههای قدیمی. برای مثال، اگر منبع نابرابری قدرت انحصاری باشد، سیاستهایی که قدرت انحصاری را کاهش دهند میتوانند نابرابری را کم کرده و اقتصاد را بهبود بخشند.