دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با امضای یک یادداشت امنیت ملی، دستور داد نیروی دریایی ایالات متحده سیستم پرتاب الکترومغناطیسی جنگندهها در ناوهای هواپیمابر کلاس «جرالد آر. فورد» را کنار گذاشته و به استفاده از فناوری قدیمی «منجنیق بخار» بازگردد.
دولت آمریکا با تکیه بر استراتژی فشار حداکثری، تحریمهای اقتصادی و محاصره دریایی، امیدوار است که اقتصاد ایران را درهم شکسته و آن را به پای میز مذاکره بکشاند. در مقابل، رهبران ایران با گذار به سوی «اقتصاد بقا»، تلاش میکنند با اقداماتی نظیر جیرهبندی کالاهای اساسی، محدودسازی دسترسی به ارز، کاهش سرمایهگذاری و اولویتبندی واردات استراتژیک، در برابر این فشارها تابآوری کنند.
ایالات متحده در راستای برنامهای از پیش تعیینشده برای چرخش نیروهای دریایی، ناو هواپیمابر «یواساس جورج واشنگتن» را به منطقه خاورمیانه اعزام میکند تا جایگزین «یواساس آبراهام لینکلن» شود. ناو لینکلن که از نوامبر گذشته مأموریت خود را آغاز کرده و در عملیاتهای نظامی علیه ایران نقش کلیدی داشته است، با گذشت بیش از ۲۵۰ روز حضور در دریا و ۲۰۰ روز بدون پهلوگیری در بنادر، رکورد طولانیترین مأموریت متوالی را ثبت کرده است.
مقاله حاضر به نقد چهار فرض نادرست سیاستگذاران آمریکایی در قبال جمهوری اسلامی ایران میپردازد. نخست اینکه واشنگتن با تصور «بازیگر منطقی» بودن تهران، ویژگیهای ایدئولوژیک و بقامحور رژیم را نادیده میگیرد؛ رژیمی که سازش را نه احتیاط، بلکه ارتداد میداند.
در فضای سیاسی کنونی آمریکا، موضوع نگرانکننده بدهیهای دولتی که در حال نزدیک شدن به مرز ۴۰ تریلیون دلار است، علیرغم پیشبینی کسری بودجه بیش از ۲ تریلیون دلاری در آینده، به حاشیه رانده شده و بحثهای جدی برای کنترل هزینهها جای خود را به سکوت داده است. همزمان با فشارهای انتخاباتی، در حالی که احزاب بر سر وعدههای هزینهبر خود رقابت میکنند، دولت با هزینههای سنگین بهره بدهی مواجه است.
| گرایش سیاسی | محافظهکار میانه | مخاطبین اصلی | سرمایهگذاران، تاجران، مدیران ارشد، متخصصان مالی |
|---|---|---|---|
| کشور مبدأ | ایالات متحده |